دستگاه عصبی-عضلانی-اسکلتی و اختلالات آن

فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

بورسیت

صفحه بورسیت که در سایت ویکی پدیا (Wikipedia) ایجاد کردم:

بورسیت (به انگلیسی: Bursitis) یعنی التهاب بورس به هر علتی. بورس‌ها، کیسه‌های حاوی مایع سینوویال هستند که در اطراف مفاصل وجود دارند و باعث کاهش اصطکاک ساختمان‌های مجاور خود می‌شوند. یک بورس ممکن است بین دو ماهیچه یا تاندون ماهیچه با یک بخش استخوانی و یا میان پوست و استخوان قرارگیرد. التهاب بورس باعث افزایش 
مایع سینوویال آن می‌گردد و هرچه میزان مایع بیشتر گردد، درد و حساسیت نیز افزایش می‌یابد. خونریزی به داخل بورس به عنوان ناتوان کننده ترین نوع بورسیت شناخته می‌شود. [۱] در این موارد، احتمال عفونت بورس وجود دارد. 
فهرست مندرجات
■۱ علل آسیب
■۲ مواردی از بورسیت‌ها
■۳ علایم و نشانه‌ها
■۴ درمان
■۵ پانویس
■۶ جستارهای وابسته
■۷ منابع
علل آسیب
عواملی که ممکن است در ایجاد بورسیت نقش داشته باشند عبارتنداز:
■ضربه مستقیم
■فشار بیش از حد یا نیروهای ممتد به ناحیه
■استفاده بیش از حد [۲] از ساختمان‌های مجاور بورس
■تاندونیت در نواحی مربوطه
■گاهی به علت یک بیماری روماتیسمی همانند آرتریت روماتویید
■گاهی به دلیل وجود زوائد استخوانی غیرطبیعی
مواردی از بورسیت‌ها
بعضی از بورس‌هایی که احتمال درگیری آنها بیشتر است عبارتنداز:
■بورس زیر اخرمی (بورس ساب آکرومیال) در شانه
تصویر زیر:

         

■بورس آرنجی (بورس اوله کرانون) در آرنج که بین پوست و زائده اوله کرانون استخوان اولنا قرارمی گیرد.
■بورس تروکانتری (بورس تروکانتریک) و ایسکیال در اطراف مفصل ران

بورس های تروکانتریک سطحی و عمقی در تصویر زیر:



■بورس‌های زانو 
■■بورس جلوی کشککی (بورس پره پاتلار) که بین پوست و استخوان کشکک قرارمی گیرد.
■■بورس پشت زانو که بورس نیم غشایی (بورس سمی ممبرانوسوس) نام دارد. به التهاب بورس اخیر، کیست بیکر می‌گویند. کیست بیکر ممکن است بر اثر فتق پرده سینوویال نیز ایجاد گردد.
■■بورس زیر کشککی سطحی یا عمقی (اینفراپاتلار سطحی یا عمقی)
علایم و نشانه‌ها
برخی از علایم و نشانه‌های بورسیت شامل موارد زیر است:
■درد و تورم در ناحیه آسیب. درد ناحیه ضایعه به هنگام استراحت نیز توسط فرد گزارش می‌شود.
■کاهش دامنه حرکتی (ROM) مفصل
■حرکات غیرفعال [۳] ممکن است باعث ایجاد درد شوند.
■حساسیت به هنگام لمس
درمان
به طورکلی 
درمان بورسیت عبارتنداز:
■استراحت
■کنترل فعالیت هایی که باعث تشدید درد می گردند
■استفاده از یخ
■فیزیوتراپی
■درمان پزشکی 
■■تجویز داروهای ضد التهابی
■■تخلیه مایع
■■تزریق در ناحیه
■■جراحی جهت بیرون آوردن بورس (درصورت عدم درمان های فوق)
در موارد بورسیت عفونی درمان شامل:
■دارودرمانی
■تخلیه (درناژ) بورس
■بیرون آوردن بورس درصورت عدم درمان های دیگر
پانویس
1.↑ فراهانی، محمد. ص 389
2.↑ Over use
3.↑ Passive
جستارهای وابسته
■بورس (کالبدشناسی)
■تاندونیت
منابع
■هوشمند ویژه، محمد. فرهنگ پزشکی انگلیسی-فارسی (دوجلدی). واژه نامه مصور دورلند. جلد اول. انتشارات کلمه.
■فراهانی، محمد، ترجمه تکنیکهای توانبخشی در طب ورزش،انتشارات سرواد،چاپ اول،شابک:0-01-7273-964
■ناصری، نسرین. فیزیوتراپی در ضایعات ارتوپدیک. چاپ اول، صبح سعادت. شابک 4-7-93408-964
■اعلمی هرندی، بهادر، اصول ارتوپدی و شکسته بندی. چاپ ششم، نشر فروغ اندیشه.
■Darlene Hertling and Randolph M.Kessler. Management of Common Musculoskeletal 
منبع تصویر: 
http://handbook.muh.ie/
http://www.physioworks.com.au/_blog/Latest_PhysioWorks_News/tag/Bursitis/
  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥

نقاط ماشه ای

صفحه نقطه ماشه ای یا تریگر پوینت که در سایت ویکی پدیا (Wikipedia) ایجاد کردم:

نقطه ماشه‌ای یا تریگر پوینت (به انگلیسی: Trigger point) یک ناحیه خاص در ماهیچه اسکلتی یا فاسیای عضلانی است که در لمس حساس بوده، به نحوی که اعمال فشار روی آنقسمت منجربه حساسیت در همان ناحیه و یا درد ارجاعی می‌گردد. درد ارجاعی دردی است که در قسمت دیگری از بدن نسبت به ناحیه اصلی خود حس می‌شود.


نقاط ماشه‌ای ازطریق لمس باندهای سفت، چسبندگی و یا گره‌های کوچک (ندول) در ماهیچه تشخیص داده می‌شوند. این نقاط در موارد سندرم درد میوفاسیال و فیبرومیالژی دیده می‌شوند. در فیبرومیالژی، نقاط حساس گسترش یافته و بنابراین عضلات بیشتری را در نواحی مختلف درگیر می‌کند. عده‌ای معتقدند که سندرم‌های درد میوفاسیال جزیی از فیبرومیالژی باشند. سندرم درد میوفاسیال و فیبرومیالژی ازطریق تست‌های آزمایشگاهی و یا الکترومیوگرافی قابل تشخیص نیستند. این دو همانند بورسیت‌ها، تاندونیت‌ها و اختلالات مربوط به آسیب‌های دیسک بین مهره‌ای به عنوان روماتیسم غیر مفصلی شناخته می‌شوند. در روماتیسم غیرمفصلی، عناصر بافت نرم دچار اختلال می‌گردند.
فهرست مندرجات
■۱ سندرم درد میوفاسیال 
■۱.۱ میوفاسیا(Myofascia)
■۱.۲ علل سندرم درد میوفاسیال
■۱.۳ علایم و نشانه‌ها
■۱.۴ درمان
■۲ جستارهای وابسته
■۳ منابع
سندرم درد میوفاسیال
سندرم درد میوفاسیال (به انگلیسی: Myofascial pain syndrome) عبارت است ازدرد مزمن ماهیچه‌ای که در ارتباط با نقاط ماشه‌ای است. نقاط ماشه‌ای میوفاسیال، نواحی حساسی هستند که ممکن است در اثر آسیب‌های ماهیچه‌ای، فعالیت‌های بیش از اندازه و انقباض‌های پیوسته یا طولانی مدت ایجاد گردند. در ابتدا درد در همان محل گزارش می‌شود، ولی ممکن است باعث درد ارجاعی گردد. در این سندرم، یک ماهیچه یا گروهی از ماهیچه‌ها درگیر می‌شوند، ولی در فیبرومیالژی بسیاری ازگروه‌های ماهیچه‌ای در نواحی مختلف بدن دچار مشکل می‌گردند. اگرچه درد میوفاسیال و فیرومیالژی یک اختلال پسیکوسوماتیک محسوب نمی‌شود، اما اضطراب و فشارهای ذهنی در تشدید علایم موثر هستند.
میوفاسیا(Myofascia)

مجموعه میوفاسیا بر یکپارچگی ماهیچه و فاسیا اشاره دارد. فاسیا یک بافت نرم از نوع بافت همبند است که در قسمت‌های مختلفی از بدن انسان (همانند عضلات و اعصاب محیطی) نفوذ می‌کند و همچنین در پوشش، ارتباط و یا محافظت از بافت‌ها ی بدن نقش دارد. فاسیای عمقی بخش‌هایی چون استخوان، غضروف و عروق خونی را می‌پوشاند و در عضلات اسکلتی (به صورت اپی میزیوم، پری میزیوم و اندومیزیوم) و اعصاب محیطی (به شکل اپی نوریوم، پری نوریوم و اندونوریوم) تخصصی می‌گردند.



علل سندرم درد میوفاسیال
عوامل زیر ممکن است در ایجاد سندرم درد میوفاسیال نقش داشته باشند:
■کشیدگی ماهیچه‌ای
■حرکات تکراری
■فعالیت بیش از اندازه
■اختلالات وضعیت بدن و مشکلات عضلانی اسکلتی
■پیچ خوردگی
■آسیب دیسک بین مهره‌ای
■خستگی عمومی
■مشکلات پزشکی همانند حمله قلبی و سوزش معده
■عدم فعالیت به دنبال شکستگی‌ها
■استرس و اضطراب
■جنس و سن. سندرم درد میوفاسیال در زنان و در سنین میانی بیشتر رخ می‌دهد که علت آن نامشخص است.
علایم و نشانه‌ها
■درد ماهیچه‌ای موضعی که احتمال انتشار نیز دارد.
■وجود نقاط ماشه‌ای که ممکن است با یک گره یا باند سفت همراه باشد که در لمس حساس است.
■سفتی ماهیچه‌ای
■سفتی مفصل در نزدیکی عضله درگیر
■بدتر شدن درد با فعالیت و سرما و کاهش علایم به هنگام استراحت.
■مشکلاتی از قبیل اضطراب، افسردگی و خستگی عمومی
■احتمال اختلال خواب
درمان
درمان می‌تواند در ارتباط با یک یا ترکیبی از موارد زیر باشد:
■فیزیوتراپی
■ماساژ درمانی
■کشش و اسپری
■تزریق داروهای کورتیکواستروئید در نقاط ماشه‌ای (Trigger point injection)
دارودرمانی 
داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی
داروهای ضد افسردگی
■آموزش ریلاکسیشن (آرامش ذهن و جسم)
■برطرف کردن مشکلات رفتاری و افسردگی
■تصحیح یا اصلاح وضعیت بدنی
جستارهای وابسته
■فاسیا
■فیبرومیالژیا
منابع
قاضى جهانى. بهرام. ترجمه مبانى طب سسیل. بیماریهاى مغز و اعصاب. مرکز نشر اشارت.
■فراهانی، محمد. ترجمه تکنیکهای توانبخشی در طب ورزش. انتشارات سرواد. چاپ اول.
■Darlene Hertling and Randolph M.Kessler. Management of Common Musculoskeletal Disorders. Third Edition. ISBN 0-397-55150-9
http://www.mayoclinic.com/

http://www.medicinenet.com/
http://headbacktohealth.com/Myofascial_Release.html
منبع تصویر:
http://www.webmanmed.com/
http://headbacktohealth.com/

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥

ساکروایلیاک

مفصل ساکروایلیاک

صفحه مفصل ساکروایلیاک که در سایت ویکی پدیا (Wikipedia) ایجاد کردم:

مفصل خاجی خاصره‌ای یا ساکروایلیاک (به انگلیسی: Sacroiliac joint) مفصلی است که از اتصال سطح مفصلی استخوان خاجی (ساکروم) که در سطح طرفی آن واقع شده با سطح مفصلی ایلیوم از استخوان هیپ (بی نام) به وجود می‌آید. هر استخوان خاجی دارای دو سطح مفصلی جهت اتصال با استخوان‌های هیپ، دو زائده مفصلی فوقانی برای ارتباط با مهره پنجم کمری و یک رویه مفصلی [۱] بیضی شکل جهت ایجاد مفصل با دنبالچه دارد. بنابراین، دو مفصل خاجی خاصره‌ای به واسطه یک استخوان خاجی با استخوان‌های هیپ چپ و راست ایجاد می‌گردد. سیمفیزیس پوبیس و دو مفصل خاجی خاصره‌ای، مفاصل لگن را به وجود می‌آورند. حرکات مفاصل لگن کم بوده، ولی در زمان حاملگی و به هنگام زایمان، تحرک آنها به دلیل شلی رباط‌ها که ناشی از تغییرات هورمونی است، افزایش می‌یابد. 
مفاصل خاجی خاصره‌ای در انتقال وزن بدن به 
کمربند لگنی (هیپ چپ و راست) نقش دارند، به طوریکه نیروی وزن درنهایت ازطریق کمربند لگنی به اندام‌های تحتانی منتقل می‌شود.

تصویر زیر:


فهرست مندرجات
■۱ نوع مفصل خاجی خاصره‌ای
■۲ ارتباط مفصل خاجی خاصره‌ای با مفاصل دیگر
■۳ رباط‌های مفصل خاجی خاصره‌ای
■۴ مشکلات مفصل خاجی خاصره‌ای 
■۴.۱ درمان
■۵ پانویس
■۶ جستارهای وابسته
■۷ منابع
نوع مفصل خاجی خاصره‌ای
مفصل خاجی خاصره‌ای شامل دو نوع مفصل است: [۲]
■مفصل سینوویال
■مفصل لیفی
سطوح مفصلی استخوان‌های خاجی و ایلیوم از دو قسمت جلویی و پشتی (قدامی و خلفی) تشکیل می‌گردد. به سطوح جلویی که شبیه لاله گوش است، سطح گوشی [۳] می‌گویند. سطوح گوشی در تشکیل مفصل سینوویال شرکت می‌کنند. سطوح پشتی زبر بوده و چون ازطریق بافت لیفی (فیبروز) در تشکیل مفصل خاجی خاصره‌ای مشارکت می‌کنند، مفصل لیفی ایجاد می‌گردد.
ارتباط مفصل خاجی خاصره‌ای با مفاصل دیگر
عملکرد مفاصل لگن (دو مفصل خاجی خاصره‌ای و سیمفیزیس پوبیس) به یکدیگر وابسته‌است، به طوری که اختلال در عمل هر یک از این مفاصل، می‌تواند باعث بروز مشکل در دیگری گردد. ازطرفی، در فعالیت‌های روزمره مفاصل لگن در یک ارتباط نزدیک با مفاصل بین مهره‌ای پشتی کمری (بیشتر درارتباط با مهره‌های چهارم و پنجم با یکدیگر و مهره پنجم با استخوان خاجی) و مفاصل هیپ (Hip joints) هستند و بدین ترتیب مجموعه کمری-لگنی-رانی [۴] را به عنوان یک واحد مکانیکال ایجاد می‌کنند.
رباط‌های مفصل خاجی خاصره‌ای
به طورکلی، رباط‌هایی که بیشتر با خاجی (ساکروم) و مفصل خاجی خاصره‌ای (ساکروایلیاک) ارتباط دارند، عبارتنداز: [۵]
رباط‌های خارجی (Extrinsic) اصلی که شامل:
■رباط خاصره‌ای کمری (ایلیولومبار)
■رباط خاجی خاری (ساکرواسپینوس)
■رباط ساکروتوبروس
رباط‌های داخلی (Intrinsic) اصلی که شامل:
■رباط خاجی خاصره‌ای جلویی (ساکروایلیاک قدامی)
■رباط خاجی خاصره‌ای پشتی (ساکروایلیاک خلفی) 
■■رباط خاجی خاصره‌ای پشتی کوتاه (ساکروایلیاک خلفی کوتاه)
■■رباط خاجی خاصره‌ای پشتی بلند (ساکروایلیاک خلفی بلند)

تصویر ذیل:


 دو لینک جالب زیر را ببینید:

رباط ها از نمای قدامی

رباط ها از نمای خلفی

مشکلات مفصل خاجی خاصره‌ای
اگرچه مفصل خاجی خاصره‌ای به علت دارا بودن رباط‌های مختلف تحرک کمی دارد، ولی آسیب مفصل و عناصر اطراف آن، یک عامل 
کمردردمحسوب می‌شود. اختلال در عملکرد مفصل خاجی خاصره‌ای ممکن است درارتباط با موارد ذیل باشد:
■اختلالات مکانیکی مفصل خاجی خاصره‌ای و مفاصل مرتبط با آن. اختلالات مکانیکی مفصل ساکروایلیاک ناشی از وضعیت‌های نادرست استخوان‌های خاجی (ساکروم) و خاصره (ایلیوم) است که می‌تواند درارتباط با حرکات و چرخش‌های غیرطبیعی آنها در جهت‌های مختلف باشد
■بیماری روماتیسمی همانند اسپوندیلیت آنکیلوزان. شایع ترین بیماری که با گرفتاری مفاصل بین مهره‌ای پشتی مشخص می‌شود، اسپوندیلیت آنکیلوزان است. [۶] در این بیماری، معمولا مفصل ساکروایلیاک سریع تر از مفاصل دیگر درگیر می‌شود. در بیماری 
اسپوندیلیت آنکیلوزان، خشکی مفصلی ناشی از جمود مفصل (آنکیلوز) و کلسیفیکاسیون رباط‌ها است.
■حاملگی و زایمان. به دلیل تغییرات هورمونی در هنگام بارداری و زایمان که منجربه شلی رباط‌ها (لیگامان‌ها) می‌گردد، افزایش تحرک مفاصل لگنی را به همراه دارد.
■عدم توازون گروه‌های عضلانی
■ضربات مستقیم
■اختلاف طول اندام‌های تحتانی
■افزایش سن (فرآیند پیری). با افزایش سن، تحرک مفصل ساکروایلیاک به علت خشکی مفصلی کاهش می‌یابد.
■آرتروز خاجی خاصره‌ای
■گاهی به علت عفونت
■گاهی وجود تومور در نواحی مربوطه
درمان
درمان مشکلات مفصل خاجی خاصره‌ای ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:
■درمان بیماری اولیه در موارد خاص ازطریق درمان پزشکی
■درمان فیزیوتراپی به خصوص در موارد اختلالات مکانیکی که عبارتنداز: 
■■درمان درد و اسپاسم عضلانی
■■اصلاح وضعیت استخوان‌های خاجی و هیپ
■■توازون نیروی ماهیچه‌های مختلف
■■اصلاح کلی وضعیت (پوسچر) فرد
پانویس
1.↑ Facet
2.↑ الهی، بهرام. ص 218
3.↑ Auricular surface
4.↑ Lumbar-Pelvic-Hip Complex
5.↑ Darlene Hertling and Randolph M.Kessler. Page 520
6.↑ هاشمی کهن زاد،شهریار. ص 182
جستارهای وابسته
■مفصل
■لگن خاصره
■سیمفیزیس پوبیس
■کمردرد
منابع
■روستائی، محمد محسن. فیزیوتراپی و ورزش درمانی در زنان و زایمان. انتشارات سنا. چاپ اول. شابک 2-16-6126-964
■ناصری، نسرین. فیزیوتراپی در ضایعات ارتوپدیک. چاپ اول، صبح سعادت،شابک 4-7-93408-964
■الهی، بهرام. آناتومی اندام فوقانی، تحتانی و مفاصل. چاپ پنجم. انتشارات جیحون.
■هاشمی کهن زاد، شهریار. ترجمه تفسیر پاتوفیزیولوژیک درد "سیریل مک براید" و "رابرت بلک لا". چاپ دوم. نشر دانش امروز.
■Williams & Warwick. Gray's Anatomy. Thirty-seventh edition. Churchill Livingstone. ISBN 0-443-04177-6
■Darlene Hertling and Randolph M.Kessler. Management of Common Musculoskeletal Disorders. Third Edition. ISBN 0-397-55150-9

 منابع تصویر:

http://www.pmrehab.com/

http://home.comcast.net

مطالب مرتبط:

رباط های لگنی

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥

میوپاتی

این پست به درخواست برخی از بیماران میوپاتی که خواستار اطلاعاتی در این زمینه شده بودند تهیه و تنظیم گردیده است و امیدوارم علم پزشکی و تیم توانبخشی به خصوص همکاران فیزیوتراپی و کاردرمانی بتوانند روش های درمانی موثرتر و بهتری را به این عزیزان ارائه کنند.

به بیماری عضلانی به هر علتی میوپاتی می گویند.در میوپاتی ها,عضلات اسکلتی به صورت مستقیم یا به دلیل عوارض ثانویه گروهی از بیماری های سیستمیک درگیر می شوند.

در دیستروفی های عضلانی که جزو میوپاتی های ارثی محسوب می شوندعضلات به صورت مستقیم درگیر شده و عملکرد آنها دچار اختلال می گردد.دیستروفی دوشن(Duchenne) و دیستروفی بکر(Becker)دو نمونه از میوپاتی های ارثی می باشند که در بیماری دوشن یک نوع پروتئین عضلانی بنام دیستروفین(Dystrophin) ساخته نمی شود و ناتوانی بدن در ساخت این پروتئین باعث ضعف و آتروفی عضلات کمربند لگنی و ران ها می گردد.در این بیماری عضلات شانه و عضلات نواحی دیستال(انتهایی)اندامها نیز با شدت کمتری درگیر می شوند.

دو تصویر ذیل را جهت درک بهتر پروتئین دیستروفین قرار دادم:


در دیستروفی بکر برخلاف دوشن که با فقدان پروتئین دیستروفین همراه است,پروتئین دیستروفین به صورت غیرطبیعی ساخته می شود و درنتیجه به تدریج باعث ضعف و اختلال در عملکرد عضلات مفاصل لگن,ران,بازو و کتف می گردد.درگیری عضلات در دیستروفی بکر نسبت به دوشن روندی آهسته تر دارد و شروع بیماری دیرتر(اواخر دوران کودکی یا نوجوانی)از دیستروفی دوشن می باشد.

گاهی اختلال در عملکرد عضلات به صورت مستقیم در خود بافت عضلانی نیست بلکه به دلیل بیماری خاصی عضلات نیز درگیر می شوند.اختلال در عملکرد تیروئید(پرکاری یا کم کاری),دیابت,مسمومیت های دارویی,گاها به دلیل وجود تومورها,در موارد الکلیسم,پلی میوزیت و...نمونه هایی از این موارد محسوب می شوند که گاها از آنها تحت عنوان میوپاتی های ثانویه یاد می شود.در میوپاتی های ثانویه نیز عضلات به خصوص در قسمت پروگزیمال(فوقانی)اندامها دچار ضعف و آتروفی می گردند.

در قسمت ذیل به مهمترین انواع میوپاتی بدون ذکر شرح بیماری اشاره می شود. 

انواع میوپاتی:

1-گروه دیستروفی های عضلانی

2-گروه میوتونی ها

3-میوپاتی های التهابی(ناشی از عفونت مانند توکسوپلاسموز و انواع ویروسی,موارد ایمیون مانند پلی میوزیت,سارکوئیدوز و پلی میالژیا روماتیکا)

4-میوپاتی های آندوکرین(مانند هیپرتیروئیدی و هیپوتیروئیدی,هیپرپاراتیروئیدی,هیپرآدرنالیسم و پرکاری هیپوفیز)

5-میوپاتی های ناشی از فلج های دوره ای

6-میوپاتی های مادرزادی

7-میوپاتی های ناشی از اختلالات بیوشیمیایی(مثل بیماری های ذخیره گلیکوژن,بیماری های ذخیره چربی و میوپاتی میتوکندریایی)

8-اختلالات عضلانی ناشی از مواد سمی(توکسین ها) و داروها(از این گروه می توان به مواردی چون کورتیکواستروئیدها,فنی توئین,کلوفیبرات,هروئین,آمفتامین, فنوباربیتال و... اشاره کرد)

انواع دیستروفی ها ی عضلانی:

-دیستروفی دوشن

-دیستروفی بکر(Becker)

-دیستروفی Emery-Drefuss

-دیستروفی عضلانی کمربند شانه ای(اسکاپولوهومرال)

-دیستروفی های عضلانی مادرزادی

-دیستروفی اکولوفارنژیال

-دیستروفی دیستال اتوزومی غالب

-دیستروفی های عضلانی دیستال اتوزومی مغلوب

-دیستروفی اسکاپولوپرونه آل اتوزومی غالب

-دیستروفی فاسیواسکاپولوهومرال

-دیستروفی عضلانی اتوزومی مغلوب کودکان(کمربند شانه ای)

-دیستروفی کمربند شانه ای با شروع در بالغین و توارث غالب

 گروه میوتونی ها عبارتنداز:

- دیستروفی عضلانی میوتونیک

-میوتونی اکتسابی

-پارامیوتونی مادرزادی

-میوتونی مادرزادی(شامل اتوزومی غالب و اتوزومی مغلوب)

-فلج دوره ای هیپرکالمیک

-میوتونی کندرو دیستروفیک

تهیه و تنظیم: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

منابع (References)

- قاضى جهانى، بهرام ترجمه مبانى طب سسیل، بیماریهاى مغز و
اعصاب. مرکز نشر اشارت.

- سلطان زاده، اکبر بیماریهاى مغز و اعصاب و عضلات. انتشارات جعفرى.

 - انتظارى طاهر، محمد؛ بیناى مطلق، همایون؛ زمانى، بابک ترجمه
بیماریهاى اعصاب هاریسون. شرکت نشر دانش امروز.

 -http://arthritis-symptom.com/
-http://genomebiology.com/

 مطالب مرتبط:

میوپاتی(علایم, ارزیابی و درمان فیزیوتراپی)

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤

نوروپاتی

نوروپاتی محیطی:

به ضایعات یا آسیب های اعصاب محیطی(Peripheral Nerves)به هر علتی نوروپاتی محیطی می گویند که یک نام کلی برای این دسته از اختلالات محسوب می شود.

در بیماری های ناشی از نوروپاتی محیطی کدام قسمت رشته عصبی(Nerve Fiber) آسیب می بیند؟

احتمال ضایعه در ناحیه اجسام سلولی(Cell Bodies),آکسون ها(Axons) و سلول های شوان(Schwann Cell)یا غلاف میلین(Myelin Sheaths)وجود دارد.البته آسیب می تواند در یکی از نواحی فوق یا بیشتر ایجاد گردد.

در نوروپاتی های محیطی به هنگام تخریب آکسون اصطلاح آکسونوپاتی(Axonopathy),در موارد ضایعه سلول های شوان و یا غلاف میلین عبارت نوروپاتی دمیلینه کننده(Myelinopathy) و به هنگام آسیب جسم سلولی اصطلاح نوروپاتی(Neuropathy)به کار می رود.

بیماری شارکو ماری توث تیپ دو و موارد اورمی مثال هایی از آکسونوپاتی می باشند.در بیماری شارکو ماری توث(HMSN)عصب پرونئال درگیر می شود که باعث اختلال عملکرد حسی-حرکتی ناحیه ساق پا می شود.بیماری شارکو ماری توث تیپ یک(مربوط به دهه نخست زندگی فرد است) و سندرم گیلن-باره جزو نوروپاتی دمیلینه محسوب می شوند.مثلا در سندرم گیلن-باره اعصاب محیطی دستها و پاها و گاها اعصاب مغزی درگیر می شوند و باعث اختلالات حسی و حرکتی اندام ها می گردند.برخی از توکسین ها(سموم) و مسمومیت با داروها می توانند باعث تخریب جسم سلولی گردند.

موارد قابل توجه دیگر در نوروپاتی های محیطی:

-اگر فقط یک عصب محیطی درگیر شودمونونوریت(Mononeuritis)می گویند.در این مورد می توانیم به گیر افتادن عصب مدین در کانال مچ دست که به کارپال تونل سندرم(CTS)معروف است اشاره کرد.نمونه دیگر فشار به عصب اولنار در ناحیه آرنج می باشد.

-اگر چند عصب محیطی بصورت مجزا و در عین حال پراکنده در اندامها دچار اختلال و آسیب گردند مونونوریت مالتی پلکس(Mononeuritis Multiplex)گفته می شود(مثلا در بیماری آرتریت روماتویید). 

-اگر ضایعه و درگیری اعصاب محیطی در اندامها و بصورت قرینه باشد پلی نوریت(Polyneuritis)نامیده می شود(به عنوان نمونه در موارد مسمومیت های دارویی و سندرم گیلن-باره).

"Seddon" آسیب های عصب محیطی را براساس شدت به سه دسته تقسیم می کند که عبارتنداز:

۱-نوروپراکسی    ۲-آکسونوتمزیس     ۳-نوروتمزیس

 

نوروپراکسی(Neuropraxia):در این حالت عصب محیطی تاحدی تحت فشار قرار می گیرد و ازنظر فیزیولوژی جریان عصبی به طور موقت قطع می شود(قطع فیزیولوژیک).درصورت ایجاد نوروپراکسی بهبودی کامل صورت خواهد گرفت.نوروپراکسی به دو صورت وجود دارد:

-شدت ضایعه کم بوده و مدت زمان بهبودی که کامل و خود به خودی است  از چند روز و حداکثر پنج هفته زمان می برد.

-در این وضعیت در آکسون ها تاحدی دژنرسانس موضعی ایجاد شده است.برگشت عصبی به طور خود به خود صورت خواهد گرفت ولی زمان بیشتری لازم است(چهار ماه یا حتی بیشتر)

آکسونوتمزیس(Axonotmesis):آکسون ها قطع شده اند درحالیکه غلاف عصب و سلول های شوان سالم مانده اند.تخریب آکسونی قسمت دیستال در این وضعیت صورت می گیرد(دژنرسانس والرین) و رشد و بازسازی آکسون از ناحیه انتهایی فوقانی ایجاد می شود.این موارد نیز معمولا با بهبودی نسبتا خوبی همراه است و نیازی به عمل جراحی نیست.رشد ناحیه آکسونی با سرعت یک الی سه میلیمتر در روز صورت می گیرد.سرعت ترمیم در تنه های عصبی بزرگتر بیشتر از تنه های عصبی کوچکتر می باشد.

نوروتمزیس(Neurotmesis):درحقیقت آسیب قیبر عصب محیطی است.در این حالت آکسون,غلاف عصبی و سلول های شوان تخریب می گردند و به علت عدم ترمیم خود به خودی فیبرهای عصبی,عمل جراحی لازم می باشد.

علایم نوروپاتی محیطی در یک نگاه کلی:

یکی از مهمترین علایم در نوروپاتی ها,وجود اختلالات و مشکلات حسی است که به صورت های متفاوتی چون سوزن سوزن شدن,گزگز,سوزش,مورمور و خواب رفتگی در اندام ها نمود می یابد.این علایم که در بیماران متفاوت می باشد,ولی عموما به صورت تدریجی است.گاهی بیماری بدون علایم حسی و با مشکلات حرکتی شروع می شود که درمورد پاها بیشتر با ضعف عضلات بالا آورنده مچ پا(دورسی فلکشن)همراه است.

 

با پیشرفت بیماری اختلالات حسی یا حرکتی و یا هردو گسترش می یابند و باعث اختلال در حس های سطحی و عمقی می گردند.آسیب هر عصب محیطی منجر به نقص عملکرد عضلات مربوطه می گردد.به عنوان نمونه درصورت آسیب عصب پرونئال مشترک(Common Peroneal Nerve)افتادگی مچ پا(Drop Foot) و به هنگام ضایعه عصب رادیال(Radial Nerve)افتادگی مچ دست(Drop Wrist)ایجاد می گردد.با درگیری فیبرهای حرکتی,رفلکس ها کاهش می یابد.گاهی بیماران از دردهای بسیار شدید در اندام ها شکایت دارند.علاوه بر علایم حسی یا حرکتی(و یا هر دو)ممکن است مشکلات سیستم اتونوم(ANS)نیز وجود داشته باشد(در اندام فوقانی,اعصاب سمپاتیک ازطریق اعصاب نخاعی در عروق و پوست انتشار می یابند و در اندام های تحتانی همراه با شبکه عصبی لومبوساکرال(کمری-خاجی)جهت عروق خونی و پوست منتقل می شوند).

 

درگیری اعصاب محیطی با پیشرفت بیماری منجر به ضعف و آتروفی عضلات(Muscles Atrophy&Weakness)می گردد.ضعف و آتروفی عضلانی در پلی نوروپاتی ها بیشتر در بخش دیستال اندام ها بروز می یابد.

 

مهمترین علل نوروپاتی های محیطی به شرح ذیل می باشد:

 

-پارگی(Laceration)عصب محیطی.مثلا قطع عصب محیطی به علت بریدگی با یک شی تیز که منجربه پارگی کامل می گردد.پارگی کامل عصب نیاز به عمل جراحی دارد. 

 

-فشار(Compression)به عصب محیطی.فتق دیسک بین مهره ای(Disc Herniation)به خصوص نوع شدید آن می تواند به ریشه عصب نخاعی صدمه وارد کند,به طوری که درصورت عدم درمان بموقع باعث فلج عضلات مربوطه می گردد.گیرافتادن عصب محیطی(Nerve Entrapment)در نواحی خاصی از اندام,منجربه فشار غیرطبیعی عصب شده و بر اساس فشار وارده علایم حسی یا حرکتی ایجاد می کند.مثلا گیرافتادن عصب مدین در کانال مچ دست(Carpal Tunnel Syndrome)باعث مشکلات حسی چون درد و گزگز و همچنین ضعف و آتروفی عضلات دست می شود.گاهی اعصاب محیطی دیگری چون اولنار,رادیال,سیاتیک و یا شاخه های عصب سیاتیک(پرونئال مشترک و تیبیال خلفی)در نواحی خاصی گیرافتاده و برطبق میزان فشار علایم و مشکلات حسی-حرکتی ایجاد می کنند.

 

احتمال گیرافتادن عصب اولنار در ناحیه آرنج وجود دارد(تصویر زیر)

 

تنگی کانال نخاعی(Spinal Canal Stenosis),اسپوندیلوز گردنی و کمری یا آرتروز گردن و کمر از عوامل مهم فشار به ریشه های اعصاب نخاعی می باشند(جهت اطلاعات بیشتر اینجا).

 

همچنین تومورها(Tumour) و هماتوم ها(Hematomas)از عوامل فشار به اعصاب محیطی هستند.

 

تروما(Trauma) یا ضربه به دوصورت باعث آسیب اعصاب محیطی می گردد:

 

1-ترومای مستقیم(Direct Trauma)به عصب.به عنوان نمونه می توان به ضربه ای که باعث صدمه یا له شدگی اعصاب می شود اشاره کرد.شکستگیها و دررفتگیهای ناشی از ضربه می توانند منجربه آسیب عصب محیطی گردند.

 

2-تروما به صورت نیروهای کششی(Traction&Stretch).اختلالات وضعیتی,پوسچر نادرست و کشش های غیرطبیعی باعث ایجاد علایم عصبی می گردد.گاهی بافت اسکار(Scar)ازطریق کشیدن بافت های سالم اطراف(اعصاب و عروق و...) و با اختلال در سیستم تغذیه باعث ایجاد علایم در آنها می گردد. 

 

-زخم ها و سوختگی های شدید.زخم ها به ویژه زخم های نافذ و سوختگی ها می توانند باعث اختلالات اعصاب محیطی گردند.گاهی بافت های اسکار ناشی از زخم ها,اعصاب کوچک جلدی را در خود حبس کرده و بدین طریق درد ایجاد می کند.زخم های ناشی از اصابت گلوله ازجمله عوامل درد می باشند.

 

-نوروپاتی های عفونی.در مواردی چون ایدز,دیفتری,جذام,مننژیت,زونا و... به سیستم عصبی صدمه وارد می شود.مثلا در زونا گانگلیون ریشه خلفی نخاع درگیر می شود که علت آن ویروس هرپس زوستر می باشد و درصورت آسیب ریشه حرکتی نخاع می تواند اختلال حرکتی نیز ایجاد نماید(ضعف و آتروفی عضلانی).میکوباکتریوم جذام باعث آسیب و تخریب اعصاب جلدی می گردد و این تخریب بیشتر درارتباط با اعصاب جلدی فاقد میلین می باشد.در مننزیت احتمال آسیب اعصاب کرانیال(مغزی) و ریشه های عصبی ناحیه دم اسب وجود دارد.

 

-نوروپاتی های عروقی.کاهش جریان خون عروق تغذیه کننده عصب محیطی منجر به صدمه عصب مربوطه می گردد.واسکولیت(التهاب دیواره عروق) و بیماری دیابت می توانند باعث اختلال جریان خون اعصاب گردند.در پلی آرتریت نودوزا,شریان های کوچک و متوسط(هر سه لایه)دجار التهاب می شوند که زمینه ضایعه عصب محیطی را فراهم می کنند.بیماری لوپوس اریتماتوی سیستمیک,آرتریت روماتویید,سندرم شوگرن و... با مشکلات عروقی همراه می باشند.

 

گاهی اعصاب حرکتی چشم(۳و۴و۶)به علت مشکلات عروقی درگیر شده و باعث اختلال در عملکرد حرکات چشم می گردند.

 

-سرمای طولانی مدت.سرما به طور مستقیم بر اعصاب محیطی آسیب وارد می کند و باعث تخریب آکسون های رشته های عصبی میلین دار می گردد و می تواند مشکلات حسی و اختلالات وازوموتور ایجاد نماید.

 

-نوروپاتی های ناشی از توکسین ها(Toxins).برخی از عوامل شیمیایی(Chemicals) و داروها(Drugs)باعث آسیب و ضایعه اعصاب می گردند.توکسین ها بیشتر علایم حسی-حرکتی ایجاد می کنند.آرسنیک تالیوم(سم موش),آکریل آمید و... جزو عوامل شیمیایی می باشند.فنی توئین,لیتیوم,داپسون,هیدرالازین,ایزونیازید و... ازجمله عوامل دارویی هستند.

 

-نوروپاتی های متابولیک و تغذیه ای.بیماری های متابولیک مانند دیابت,آکرومگالی,هیپوتیروئیدی,نارسایی مزمن کبدی و... زمینه آسیب اعصاب محیطی را فراهم می کنند.همچنین کمبود ویتامین ها(B1,B6,B12),سو تغذیه ناشی از ویتامن های B6 و E باعث مشکلات اعصاب محیطی می گردد.

 

-به علل ناشناخته(Idiopathic).پلی رادیکولوپاتی میلین زودای مزمن(CIDP) و سندرم گیلن باره(GB)جزو علت های ناشناخته محسوب می شوند.درگیری عصب هفتم مغزی(فاشیال)که باعث اختلال خفیف تا شدید عضلات یک طرف صورت فرد می شود و به Bell,s Palsy معروف است,بدون علت مشخصی روی می دهد.

 

-نوروپاتی های ارثی.بیماری شارکو ماری توث(نوع یک و دو)شیوع بیشتری دارد که بیشتر علایم حسی-حرکتی به دلیل آسیب عصب پرونئال ایجاد می گردد..پیشرفت نوروپاتی های ارثی تدریجی است و سال ها طول می کشد(به استثنای نوروپاتی پورفیریک).بیماری رفسام,آتاکسی فریدریش,نوروپاتی هیپرتروفیک و... جزو نوروپاتی های ارثی می باشند.

 

-نوروپاتی به علت تومور(Tumours).تومورها ازجمله عوامل آسیب اعصاب محیطی می باشند.در هر ناحیه ای از بدن امکان ایجاد تومور و درنتیجه احتمال ضایعه عصب محیطی مربوطه وجود دارد.

 

 

تومورها به چند طریق باعث صدمه بافت عصبی می گردند:

 

-رشد تومور در خارج بافت عصبی ازطریق فشار بر عصب

 

-رشد تومور در غلاف عصب (مثلا نوریلموم)

 

-تومورهایی که در داخل عصب رشد می کنند(مثلا نوروفیبرم)

 

تومورهایی که در غلاف عصب ایجاد می شوند نسبت به تومورهای داخل عصب به نحو بهتر و راحتری قابل جدا کردن هستند.

تهیه و تنظیم: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است

 

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٤

← صفحه بعد