دستگاه عصبی-عضلانی-اسکلتی و اختلالات آن

فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار،اعصاب،عضلات،مفاصل،مغز،فیزیوتراپی،درد،ستون فقرات،ارتوپدی،شکستگی،آسیب های ورزشی،ضایعات نخاعی،درد شانه،درد زانو،درد کمر،توانبخشی،قلب و عروق،استخوانها

اهمیت فیزیوتراپی (Physiotherapy) در نظام سلامت (Health System)

 

نقش فیزیوتراپی در نظام سلامت

 

تعریف فیزیوتراپی:

فیزیوتراپی شاخه ای از پزشکی است که با استفاده از تجهیزات و دستگاه ها، تمرینات و تکنیک های خاص با تکیه بر علوم پایه پزشکی چون آناتومی عضلات و مفاصل، فیزیولوژی، نوروفیزیولوژی، پاتوفیزیولوژی و علوم دیگری همانند حرکت شناسی (کینزیولوژی) و الکتروتراپی به درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی (نوروماسکولواسکلتال) و درد می پردازد که هدف اصلی این علم ارتقاء سلامت (Health promotion) و بهبود کیفیت زندگی (Quality of Life) افراد است.

 

 

فیزیوتراپی یک درمان غیرتهاجمی بوده و باعث کاهش عوارض درمان های تهاجمی می گردد. فیزیوتراپیست ها بخش مهمی از تیم درمانی پزشکی هستند که با بسیاری از تخصص های پزشکی همانند ارتوپدی، نورولوژی، روماتولوژی، قلب و عروق، بیماری های ریوی، جراحی های ترمیمی، مغز و اعصاب و غیرو جهت دستیابی و ارتقاء سلامت در نظام سلامت همکاری می کنند.

 

نقش و جایگاه فیزیوتراپی در عصر حاضر

از اواسط قرن بیستم به تدریج با پیشرفت های علوم پزشکی و افزایش خدمات درمانی، بیماری های واگیر و عفونی کاهش چشمگیری یافتند. ولی امروزه با تغییر سبک و شیوه زندگی افراد و جوامع، کم تحرکی، چاقی، اختلالات وضعیتی ناشی از کار و ... همگی زمینه بیماری های مزمن و دژنراتیو (تخریبی)، مشکلات عضلانی-اسکلتی، دیابت، سکته مغزی و بیماری های قلبی-عروقی  را فراهم کرده اند.

همچنین پیشرفت های پزشکی و بهداشتی در نیمه دوم قرن بیستم باعث افزایش نسبی طول عمر افراد گردیده و درنتیجه مسئله سالمندی و عوارض ناشی از آن، بیشتر از گذشته در جوامع مطرح بوده به طوریکه در بسیاری از کشورها باعث ایجاد رشته تخصصی جدیدی بنام طب سالمندان (Geriatrics) شده است.

ایجاد چنین شرایطی در عصر حاضر، نقش و اهمیت فیزیوتراپی را که در جهت افزایش تحرک، اصلاح اختلالات عضلانی-اسکلتی، بهبود دستگاه های قلبی-عروقی و تنفسی است دو چندان می کند. شعار پیشگیری بهتر از درمان به نحو بسیار موثری می تواند ازطریق فیزیوتراپیست ها به بیماران، خانواده و جامعه آموزش داده شود که این مهم به دلیل تسلطی است که این گروه از تیم پزشکی در ارتباط با حرکت، اختلالات حرکتی و درد دارند.

 

تعریف سلامت (Health) یا تندرستی:

سلامت (تندرستی) به معنای برخوداربودن از رفاه کامل جسمی، ذهنی (روانی) و اجتماعی است و عدم سلامت یا نبود سلامت یعنی وجود هر گونه نقص یا آسیب در هر یک از مولفه های جسم، ذهن یا اجتماعی که باعث اختلال در تعادل فرد و جامعه می گردد.

 

 

بنابراین مقوله سلامت صرفا به مفهوم عدم بیماری و نقص اندام نیست، بلکه دربرگیرنده تعادل در سه موضوع یا بخش جسم، ذهن (روان) و اجتماع است. در تعریف قدیمی، سلامت یا سلامتی به مفهوم "بیمار نبودن" بود.

ابعاد سلامتی:

سلامتی دارای سه جنبه یا ویژگی است که عبارتنداز:

*بعد جسمی (Physical)

*بعد ذهنی (Mental) یا روانی 

*بعد اجتماعی (Social)

نکته ای که باید توجه داشت این است که اختلالات جسمی معمولا باعث مشکلات ذهنی و بالعکس می گردند که این دو خود به مشکلات جامعه و درنهایت به یک چرخه معیوب می انجامد.

عوامل موثر بر سلامتی:

برخی از عوامل مهمی که بر سلامت افراد اثر می گذارند شامل موارد زیر هستند:

* عوامل ژنتیکی

*عوامل محیطی مانند آب، خاک و شرایط جغرافیایی

*عوامل اجتماعی مانند مشارکت مردم جهت ارتقاء سلامت

*عوامل فرهنگی

*برنامه ها و سیاست های دولت ها

*سبک زندگی مانند میزان تحرک، عادات غذایی، نوع تفریحات و سرگرمی ها

*کیفیت و کمیت خدمات سلامت که در ارتباط با سیاست های سلامت جامعه  از نظر پیشگیری، ارتقاء یا توانمندسازی، آگاهی بخشی و درمان بیماری ها و اختلالات یا مشکلات دیگر است

*عوامل فردی چون سن، شغل، میزان تحصیلات، جنس، وضعیت اقتصادی و نوع تغذیه

*سیستم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی

*وضعیت راه ها و جاده ها

 

نظام سلامت (Health System):

نظام سلامت یعنی تمامی اعمال یا فعالیت هایی که هدف اصلی آنها دستیابی، حفظ، ارتقاء یا بازگرداندن سلامت است.

 

ارتقاء سلامت (Health promotion):

ارتقاء سلامت عبارت است از علم و هنر کمک به مردم برای تغییر  یا اصلاح روش زندگی جهت دستیابی به وضعیت مطلوب سلامت. به عبارتی دیگر ارتقاء سلامت یعنی فرآیندهای توانمندسازی مردم برای افزایش کنترل یا بهبود سلامتی شان.

 

 

 

بیشتر محققان، سال 1974 میلادی را انقلاب دوم در سلامت عمومی (Public Health) بنام ارتقای سلامت می دانند. چنین تغییراتی در شیوه زندگی از طریق مجموعه ای از عوامل چون آگاهی بخشی، مهیاسازی شرایط لازم و تغییر یا اصلاح رفتار افراد و جامعه انجام می گیرد. جهت ارتقای سلامت، تنها تمرکز بر رفتارهای فردی کافی نیست بلکه عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در این زمینه نقش دارند.

 

ویژگی و خصوصیات درمان های فیزیوتراپی:

 نقش و اهمیت فیزیوتراپی در درمان بیماری ها و اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی (Neuromusculoskeletal disorders) دارای سه جنبه اصلی است:

*درمان مبتنی بر فیزیولوژی بدن

*درمان فیزیکال (فیزیکی)

*درمان طبیعی و بدون عارضه

 

شاخه های پزشکی مرتبط با فیزیوتراپی:

فیزیوتراپی بخشی از یک تیم درمانی پزشکی است که با رشته های مختلف پزشکی جهت افزایش کیفیت درمان و ارتقاء سلامت افراد جامعه همکاری دارد.

برخی از این شاخه های پزشکی عبارتنداز:

*ارتوپدی

*نورولوژی

*روماتولوژی

*قلب و عروق

*بیماری های ریه (بیماری های تنفسی)

*زنان و زایمان

*اطفال و کودکان

*برخی از رشته های جراحی مانند جراحی های ترمیمی، ارتوپدی، ستون فقرات، مغز و اعصاب و...

 

اهداف فیزیوتراپی در نظام سلامت:

مهمترین اهداف فیزیوتراپی در بیماری ها و اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی با توجه به مشکلات فرد جهت بهبود کیفیت زندگی، دستیابی و ارتقاء سلامت شامل موارد زیر است:

*کاهش درد

*کاهش تورم و التهاب

*کاهش اسپاسم عضلانی

*ترمیم بافت های آسیب دیده

*جلوگیری از آتروفی عضلانی

*تقویت عضلات

*بهبود دامنه حرکتی مفاصل و انعطاف پذیری

*اصلاح وضعیت (پاسچر) بدن

*بهبود کنترل حرکت و تعادل

*افزایش مهارت های حرکتی

*افزایش عملکرد و استقلال فرد

*افزایش عملکرد سیستم قلبی-عروقی و تنفسی

*افزایش انگیزه و تقویت اراده

*افزایش امید به زندگی

*اصلاح یا تغییر رفتارهای نادرست

*آموزش به بیمار و خانواده جهت تسریع در روند درمان و پیشگیری از آسیب های احتمالی

*کاهش هزینه های درمانی

*سازگاری فرد با محیط و اجتماع

*بهبود شیوه زندگی

 

کیفیت زندگی (Quality of Life):

کیفیت زندگی عبارت است از میزان رفاه جسمی، ذهنی (روانی) و اجتماعی که از طریق افراد درک می شود (مانند رضایت از زندگی و احساس سلامت).

کیفیت زندگی با سطح زندگی تفاوت دارد. کیفیت زندگی شامل دو جنبه عینی و ذهنی بوده ولی سطح زندگی در ارتباط با جنبه های عینی مانند وضعیت مالی، شغل، مسکن و غیرو است. بنابراین نگرش فرد و طرز تلقی اش از زندگی و همچنین میزان بهره مندی فرد از امکانات با اهمیت زندگی در تعیین کیفیت زندگی و ارزیابی آن موثر است.

 

 

سلامت برای همه (Health for All)

در بیانیه رسمی مجمع جهانی سلامت (World Health Assembly) در سال 1977 که به "بیانیه آلماآتا" معروف است اعلام گردید که در دهه های آینده، هدف اصلی و اجتماعی دولت ها و سازمان جهانی سلامت (World Health Organization) باید دستیابی همه مردم جهان در سال 2000 میلادی به سطحی از سلامتی (سلامتی جسمی، ذهنی و اجتماعی) باشد که امکان برخورداری از یک زندگی موثر و مولد را برای آنان فراهم آورد. استراتژی (راهبرد) جهانی یک چارچوب جهانی فراهم نموده که اجرای آن توسط همه کشورهای عضو سازمان جهانی سلامت، مناسب و در عین حال برای تطابق با شرایط و نیازهای گوناگون کشورها به اندازه کافی قابل انعطاف بوده و به دنبال آن، کشورهای عضو هریک استراتژی دستیابی به سلامت برای همه را برای خود تنظیم نمودند که این استراتژی ها بر مبنای مراقبت های اولیه سلامت (Primary health care) تعیین گردید.

 

مراقبت های اولیه سلامت (Primary health care or PHC)

در سال 1978، کنفرانس مراقبت های اولیه سلامت در "آلماآتا" (مرکز جمهوری قزاقستان) تشکیل گردید و روش دستیابی به "سلامت برای همه"، مراقبت های اولیه سلامت (PHC) معرفی شد. بر اساس فلسفه مراقبت های اولیه سلامت، سلامت و تندرستی حق مسلم هر انسانی است و توزیع عادلانه خدمات سلامتی به عنوان بخشی از توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری محسوب می شود.

در ماه می سال 1979، استراتژی جهانی سلامت برای همه توسط سی و دومین اجلاس سازمان جهانی سلامت (WHO) مورد تصویب قرار گرفت و نمایندگان کشورهای عضو پذیرفتند که استراتژی های کشوری سلامت برای همه براساس مراقبت های اولیه سلامت تدوین و به مرحله اجرا گذارند که در سال 1981، راهبرد (استراتژی) جهانی "سلامت برای همه" (Health for All) توسط سازمان جهانی سلامت تکمیل شد.

 

تعریف مراقبت های اولیه سلامت (PHC):

مراقبت های اولیه سلامت از نظر سازمان جهانی سلامت (WHO) عبارت است از مراقبت های اصلی در زمینه سلامت که باید برای همه افراد و خانواده های جامعه قابل دسترس باشد. این خدمات بخش اساسی نظام سلامت و توسعه اقتصادی-اجتماعی کشورها است.

مراقبت های اولیه سلامت، اولین سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام سلامت کشور بوده و خدمات را تا حد ممکن به جایی که مردم در آن کار و زندگی می کنند می برد. هدف از ارائه مراقبت ها، حفظ و ارتقاء سلامت افراد و جامعه است و امروزه بر این نکته تاکید می شود که خدمات سلامت باید طیف کامل خدمات پیشگیری، درمان و بازتوانی را پوشش دهد.

 

اصول و ویژگی های مراقبت های اولیه سلامت (PHC):

این اصول و ویژگی ها شامل موارد زیر است:

*قابل دسترس بودن برای همه

*عادلانه بودن

*موثر و مورد قبول بودن

*هماهنگی بین بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی یا رویکرد چند بخشی

*مشارکت همگانی (مشارکت جامعه یا سلامت بوسیله مردم)

*استفاده از فناوری اطلاعات در حوزه سلامت

*تمرکز بر خدمات یا آموزش های پیشگیرانه

*ارائه خدمات درمانی و اعتلا یافته

*کاهش هزینه ها یا کاهش پرداخت ها

 

روش هایی برای موثرتر شدن فیزیوتراپی در نظام سلامت:

برای اینکه درمان های فیزیوتراپی بیشتر موثر واقع شوند، توجه به مسایل زیر حائز اهمیت است:

*ایجاد شرایطی برای همه فیزیوتراپیست ها از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت ارتقاء سطح پایه فیزیوتراپی به دکترای حرفه ای فیزیوتراپی (DPT) همانند کشورهای تولید کننده علم

*تلاش فیزیوتراپیست ها برای دسترسی به دانش روز فیزیوتراپی

*افزایش مهارتهای بالینی که خود در ارتباط با دکترای حرفه ای فیزیوتراپی و کارگاه های آموزشی علمی است

*ایجاد یک پل ارتباطی بین جامعه فیزیوتراپی با گروه های دیگر نظام سلامت چون پزشکان

*نگرش تیمی در درمان که به همکاری میان فیزیوتراپیست ها و بخش های دیگر سیستم درمانی و همچنین سیاست های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وابسته است

*هماهنگی و همکاری با کشورهای تولید کننده علم و توسعه یافته

*همکاری و ارتباط جامعه فیزیوتراپی با کنفدراسیون جهانی فیزیوتراپی و انجمن های فیزیوتراپی کشورهای مختلف

*افزایش اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در ارتباط با نقش فیزیوتراپی در درمان بیماری ها، انواع اختلالات حرکتی و درد

*تاکید بر افزایش کیفیت درمانی هم از جهت تجهیزات و هم از نظر نیروی انسانی کارآمد

*برابری و عدالت از نظر نوع خدمات و تعداد مراکز قابل دسترس بر اساس استانداردهای جهانی

*دریافت اطلاعات کافی به هنگام مراجعه به مراکز فیزیوتراپی

*دریافت خدمات فیزیوتراپی در هر مکان یا در هر زمانی که امکان پذیر است

*مناسب بودن فاصله مکانی همراه با عبور و مرور آسان

*دریافت سریع تر خدمات فیزیوتراپی به هنگام مراجعه به فیزیوتراپی

*اخلاق مداری و روابط انسانی موثر

*بهبود مهارت های ارتباطی و کلامی و افزایش توجه به گیرندگان خدمات فیزیوتراپی

*آموزش مهارت های ارتباطی به گروه های درمانگر و اعضای مراکز درمانی از طریق سازمان های مرتبط

*تغییر نگرش بیماران و جامعه و اصلاح رفتارهای نادرست آنان جهت افزایش کیفیت درمانی و پیشگیری از آسیب های مجدد

 نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

موضوعات وبلاگ فیزیوتراپی

نظام سلامت (Health system) 

مقالات فیزیوتراپی 

مقالات استخوان شناسی

مقالات آناتومی اندام فوقانی

مقالات آناتومی اندام تحتانی

مقالات آناتومی ستون فقرات

مقالات حرکت شناسی (کینزیولوژی)

مقالات سیستم عضلانی-اسکلتی، بیماری ها و اختلالات مربوطه

مقالات شکستگی استخوانها و جراحی های ارتوپدی

مقالات روماتولوژی (شامل اصطلاحات،اختلالات و بیماریهای روماتیسمی و روماتیسم خارج مفصلی)

مقاله های دستگاه عصبی مرکزی و محیطی (cns & pns)

مقالات سیستم عصبی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مقالات سیستم تنفسی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مقالات قلب و عروق (شامل مفاهیم، اختلالات و مقاله های آموزشی)

مقاله های سیستم حسی، درد و موضوعات آن

مقالات سیستم عروقی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مروری بر آناتومی سیستم عصبی، عضلانی و اسکلتی ازطریق تصاویر 

اخبار کنگره ها و سمینارهای فیزیوتراپی 

مهمترین اخبار دکترای حرفه ای فیزیوتراپی

مطالب و موضوعات متفرقه (مقالاتی درباره فشار خون، دیابت، بیوفیزیک، رادیولوژی،فیزیولوژی و تست خون، برخی از بیماری ها و...)

مقالات ورزش و تغذیه (شامل موضوعات تحرک و فعالیت بدنی،تغذیه صحیح،چاقی،اضافه وزن،کنترل وزن و غیروه)

مقالات رادیولوژی

برخی از خلاصه مقالات فیزیوتراپی

طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن

مقالات ستون فقرات

مقالات شانه

مقالات آرنج

مقالات مچ و انگشتان دست

مقالات لگن، مفصل هیپ و ناحیه ران

مقالات زانو

مقالات مچ پا و پا 

مقالات سیستم عصبی (cns & pns)

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳

فیزیوتراپی (Physiotherapy) یا فیزیکال تراپی (Physical therapy)؟

 

فیزیوتراپی (Physiotherapy) یا فیزیکال تراپی (Physical therapy)؟

اصطلاح فیزیوتراپی مناسب تر است یا فیزیکال تراپی؟

 

فیزیوتراپی (Physiotherapy) شاخه ای از پزشکی است که از طریق تجهیزات و دستگاه ها، تمرینات و تکنیک های خاص به درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی و درد می پردازد.

 

 

 

به طورکلی، درمان های فیزیوتراپی دارای سه جنبه هستند که عبارتنداز:

*فیزیولوژیک (Physiologic)

*فیزیکال یا فیزیکی (Physical)

*طبیعی (Natural)

 

به عنوان مثال دستگاه های الکتروتراپی مانند اولتراسوند و لیزر از طریق اثرات سلولی و بافتی یا مکانیسم های فیزیولوژیک، سعی در طبیعی کردن بافت های درگیر دارند. کاربرد تمرینات و تکنیک های خاص در فیزیوتراپی دارای اثرات فیزیولوژیک و فیزیکی است که هدف نهایی در جهت طبیعی کردن بافت ها یا اندام های بدن است.

 

با توجه به اینکه "فیزیو" (Physio) به مفاهیمی چون "طبیعی یا نچرال" (Natural)، فیزیولوژیک (Physiologic) و فیزیکال (Physical) اشاره دارد و از طرفی دیگر چون نقش و عملکردهای فیزیوتراپی در درمان بیماری ها، اختلالات عصبی-عضلانی-اسکلتی(Neuromusculoskeletal disorders) و درد در جهت سه واژه فوق است، بنابراین اصطلاح فیزیوتراپی (Physiotherapy) بر فیزیکال تراپی (Physical therapy) ارجحیت داشته و مناسب تر است. همچنین واژه فیزیوتراپی نسبت به فیزیکال تراپی بیشتر مفاهیم انسانی را مد نظر قرار می دهد.

فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

موضوعات فیزیوتراپی

مقالات فیزیوتراپی 

مقالات استخوان شناسی

مقالات آناتومی اندام فوقانی

مقالات آناتومی اندام تحتانی

مقالات آناتومی ستون فقرات

مقالات حرکت شناسی (کینزیولوژی)

مقالات سیستم عضلانی-اسکلتی، بیماری ها و اختلالات مربوطه

مقالات شکستگی استخوانها و جراحی های ارتوپدی

مقالات روماتولوژی (شامل اصطلاحات،اختلالات و بیماریهای روماتیسمی و روماتیسم خارج مفصلی)

مقاله های دستگاه عصبی مرکزی و محیطی (cns & pns)

مقالات سیستم عصبی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مقالات سیستم تنفسی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مقالات قلب و عروق (شامل مفاهیم، اختلالات و مقاله های آموزشی)

مقاله های سیستم حسی، درد و موضوعات آن

مقالات سیستم عروقی، بیماریها و اختلالات مربوطه

مروری بر آناتومی سیستم عصبی، عضلانی و اسکلتی ازطریق تصاویر 

اخبار کنگره ها و سمینارهای فیزیوتراپی 

مهمترین اخبار دکترای حرفه ای فیزیوتراپی

مطالب و موضوعات متفرقه (مقالاتی درباره فشار خون، دیابت، بیوفیزیک، رادیولوژی،فیزیولوژی و تست خون، برخی از بیماری ها و...)

مقالات ورزش و تغذیه (شامل موضوعات تحرک و فعالیت بدنی،تغذیه صحیح،چاقی،اضافه وزن،کنترل وزن و غیروه)

مقالات رادیولوژی

برخی از خلاصه مقالات فیزیوتراپی

طبقه بندی مطالب بر اساس ناحیه بدن

مقالات ستون فقرات

مقالات شانه

مقالات آرنج

مقالات مچ و انگشتان دست

مقالات لگن، مفصل هیپ و ناحیه ران

مقالات زانو

مقالات مچ پا و پا 

مقالات سیستم عصبی (cns & pns)

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳

فیزیوتراپی و درمان شناختی

 

وبلاگ جدید من بنام فیزیوتراپی شناختی (Cognitive physiotherapy) در لینک زیر:



http://cognitive-pt.persianblog.ir

 

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳

دمانس (Dementia) چیست

 

دمانس (علل، علایم، درمان و اثر تمرین بر دمانس)

دمانس (Dementia) یک اصطلاح کلی بوده و نامی است برای مجموعه ای از نشانه ها (Symptoms) که به علت برخی از اختلالات یا بیماری هایی که مغز را تحت تاثیر قرار می دهند، ایجاد می شود. در دمانس، تخریب سلول های عصبی می تواند در چندین ناحیه مغز اتفاق افتد که این تخریب به اختلال شناختی (Cognitive disorder) منجر می گردد. براساس میزان اختلال شناختی به سه گروه خفیف، متوسط و شدید قابل تقسیم است.

 

 

 

دمانس برخلاف تصور بسیاری نام یک بیماری خاص نیست. از دست دادن حافظه (Memory) علامت شایع دمانس است ولی به تنهایی دلیل بر دمانس نبوده و دو یا چند آسیب جدی در عملکرد مغز همانند از دست دادن حافظه، اختلال زبان و مشکلاتی در تفکر و توانایی های اجتماعی جهت تایید دمانس باید وجود داشته باشد. وجود دمانس سبب می شود که افراد در اعمالی چون رانندگی، پرداخت صورتحساب، خوردن و لباس پوشیدن دچار مشکل شوند. شخصیت (Personality) آنها ممکن است تغییر کند. افرادی که دارای دمانس هستند احتمال دارد که توانایی شان در حل مسئله و کنترل عواطف (Emotions) دچار اختلال گردد.

برخی از موارد علل دمانس همانند بیماری زوال عقل (آلزایمر) به مرور زمان پیشرفت می کنند، درحالی که عوامل دیگر مانند دمانس به علت عفونت و مصرف دارو قابل برگشت یا درمان پذیر هستند. دمانس یکی از عوامل اصلی ناتوانی در سالمندی است.

 

علل دمانس

 

عوامل و بیماری های مختلفی در ایجاد دمانس نقش دارند. بیماری زوال عقل (Alzheimer's disease) شایع ترین علت آن محسوب می شود. دومین عامل شایع در ایجاد دمانس، سکته های مغزی (Strokes) ناشی از ضایعات عروقی مغز است (دمانس عروقی).

 

به طورکلی دمانس ممکن است به دمانس های قشری و زیر قشری (Cortical and Subcortical dementias) یا دمانس های برگشت پذیر و برگشت ناپذیر (Reversible and Irreversible dementias) تقسیم گردد.

 

برخی از مواردی که در ایجاد دمانس نقش دارند عبارتنداز:

-بیماری آلزایمر یا زوال عقل (Alzheimer's disease)

-دمانس عروقی (Vascular dementia). اختلال در خونرسانی مغز منجر به دمانس عروقی می شود. یک سکته مغزی یا چندین سکته مغزی کوچک (Small strokes) باعث ایجاد این نوع از دمانس می گردند.

-دمانس پیشانی-گیجگاهی یا فرونتو-تمپورال (Frontotemporal dementia)

-دمانس جسم لوی (Lewy body dementia)

-بیماری هانتینگتون (Huntington's disease)

-آسیب ضربه ای مغز (Traumatic brain injury)

-بیماری پارکینسون (Parkinson's disease)

-بیماری پریون (Prion disease) که شایع ترین فرم آن بیماری کروتزفلد-جاکوب (Creutzfeldt-Jakob disease) است.

-عفونت ها (Infections) مانند مننژیت، بیماری لایم و اچ آی وی

-اختلالات سیستم ایمنی (Immune system disorders) مانند سرطان خون

-مشکلات متابولیک (Metabolic problems)

-اختلالات غدد درون ریز (Endocrine disorders)

-نقص های تغذیه ای (Nutritional deficiencies)

-واکنش به دارو (Reactions to medications)

-آنوکسی (Anoxia) یا هیپوکسی (Hypoxia)

-هماتوم ساب دورال (Subdural hematoma)

-هیدروسفالی با فشار طبیعی (Normal-pressure hydrocephalus)

-مشکلات قلبی (Heart problems)

-بیماری های ریوی (Lung diseases)

-تومورهای مغزی (Brain tumors)

-مسمومیت ها (Poisoning) مانند مسمومیت با سرب و آفت کش ها

علایم و نشانه های دمانس

علایم و نشانه های دمانس وابسته به آسیب ناحیه ای از مغز است که ممکن است درگیر شود. به همین علت افرادی که از دمانس رنج می برند نشانه های متفاوتی را بروز می دهند.

در بیماری آلزایمر (زوال عقل) روند بیماری پیشرونده است، درنتیجه شدت دمانس به تدریج افزایش می یابد ولی در مواردی مانند عفونت ها، استفاده زیاد از الکل، اثرات جانبی دارو و مشکلات تیرویید، با درمان یا کنار گذاشتن عامل اصلی، دمانس نیز ممکن است برطرف شود. در آلزایمر اغلب آن دسته از سلول های مغزی در ناحیه هیپوکامپ که مسئول حافظه هستند در ابتدا آسیب می بینند.

 

به طورکلی علایم و نشانه ها ممکن است درارتباط با موارد زیر باشند:

 -اختلال در حافظه

-مشکلاتی در استدلال و قضاوت

-اختلال در توجه و تمرکز

-مشکلاتی در حل مسئله و تفکر

-اختلال زبان

 -اشکال در عملکردهای حرکتی

 -اختلال در هماهنگی 

-تغییرات شخصیتی

-تغییراتی در رفتار اجتماعی

-اختلال هیجانی

-مشکلاتی در ایجاد ارتباط

-مشکل در کارهای پیچیده

-توهم

-سوء ظن یا عدم اعتماد (پارانویا)

-تحریک پذیری

-گیجی

-اختلال خواب

-اشکال در بلع

-افسردگی

 

عوامل خطر

برخی از عواملی که احتمال دمانس را افزایش می دهند شامل:

-افزایش سن یا پیری

-سندرم داون

-تاریخچه خانوادگی یا وراثت

-الکل

-سیگار

-آترواسکلروز

-کلسترول بالا

-افزایش یا کاهش فشار خون

-سطوح بالایی از استروژن

-چاقی

-دیابت

-افسردگی

-سطح افزایش یافته هموسیستئین (Homocysteine) خون که یک اسید آمینه ضروری است

درمان دمانس

تشخیص سریع دمانس جهت تعیین یک استراتژی درمانی دارای اهمیت است. درمان دمانس به علت یا عوامل ایجاد آن وابسته است.

درمان ممکن است در ارتباط با موارد زیر باشد:

-درمان های دارویی طبق نظر متخصص مربوطه

-فیزیوتراپی جهت افزایش و بهبود حرکات اندام ها

-کاردرمانی جهت آموزش فعالیت های روزمره

-گفتاردرمانی در موارد اختلالات گفتاری

-مراقبت ها و حمایت های روانی

-مهیا کردن شرایطی جهت انجام فعالیت های فیزیکی

-حفظ فعالیت های روزمره تا حد امکان

-اصلاح محیط جهت مشارکت بیشتر فرد و آسان تر کردن فعالیت ها

-ایجاد شرایطی جهت فعال ماندن از لحاظ ذهنی و اجتماعی

-روش هایی جهت ارتقای حافظه

-روان درمانی به خصوص درمان شناختی رفتاری

-ممکن است جراحی در موارد خاصی چون تومور مغزی و افزایش مایع مغزی-نخاعی انجام گردد

 

اثر تمرین و فعالیت فیزیکی بر دمانس

تحقیقات نشان می دهد که تمرین و فعالیت های فیزیکی باعث تغییر اندازه بافت مغز در هر ناحیه ای از آن ازجمله لوب های پیشانی (فرونتال)، گیجگاهی (تمپورال) و پاریتال (آهیانه) و هیپوکامپ (ناحیه ای از مغز که در حافظه نقش دارد) می گردد. همچنین عملکرد شناختی (Cognitive function) افراد ممکن است در هر سنی درصورت تمرین و فعالیت های بدنی افزایش یابد. عملکردهای شناختی بهتر می تواند به حفظ یا افزایش عملکرد حرکتی افراد کمک کند.

معمولا ورزش و فعالیت های فیزیکی ازطریق افزایش جریان خون و اکسیژن به مغز، می تواند سبب بهتر شدن فعالیت سلول های مغزی و عملکرد ذهنی گردد. همچنین برخی از تغییرات در مغز درنتیجه تمرینات و فعالیت های بدنی منظم درارتباط با بهبود کارکرد نورونی، افزایش سیناپس های بیشتر و ایجاد عروق خونی جدید یا آنژیوژنز (Angiogenesis) است.

اگر تمرینات و فعالیت فیزیکی به صورت منظم انجام گردد احتمالا در کاهش خطر برخی از انواع دمانس موثر است. تمرین باعث بهبود عملکرد شناختی (Cognitive function) و افزایش توانایی جهت انجام فعالیت های روزمره در افرادی که دمانس دارند می گردد. همچنین معمولا تمرین و فعالیت های فیزیکی منظم، میزان اختلالات شناختی و مشکلات مربوط به فعالیت های روزمره را در کسانی که علایم دمانس را نشان می دهند، کاهش می دهد.

عملکردهای شناختی همانند حافظه، توجه و توانایی های زبانی (که معمولا با پیری کاهش پیدا می کنند) درصورت فعالیت های فیزیکی منظم بهبود می یابند. به همین ترتیب کاهش فعالیت بدنی و یک روش زندگی بی تحرک می تواند یک عامل خطر برای ایجاد دمانس با افزایش سن باشد.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است.

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۳

الگوی ترس-اجتناب (Fear-avoidance model)

مدل ترس-اجتناب چیست

 Fear-avoidance model

 

مدل ترس-اجتناب به این معنا است که فردی که دچار آسیب سیستم عضلانی-اسکلتی شده، ترس از آسیب مجدد یا احتمال تجربه مجدد درد همراه با باورهای غلط عاملی است که فرد از انجام عمل حرکتی یا فعالیت اجتناب می کند که نتیجه آن عدم استفاده از اندام، ناتوانی و افسردگی و تکرار سیکل معیوب است. چنین تفکری نسبت به درد یک عامل مهم در جهت مزمن شدن دردهای عضلانی-اسکلتی (ماسکولواسکلتال) محسوب می گردد.

 

 

 

 

بنابراین این مسئله یا معضل به میزان زیادی به باورها، اعتقادات و نگرشهای فرد و به طورکلی با سیستم شناختی و عاطفی فرد در ارتباط است. پس درمان این مسئله هم می تواند بیشتر در ارتباط با برطرف کردن مشکلات روانشناختی به خصوص از جنبه شناختی باشد. اصلاح رفتار اجتنابی فرد باید مد نظر قرار گیرد تا از مزمن شدن درد یا اختلالات عضلانی-اسکلتی در اولین فرصت جلوگیری گردد. 

راهبردها یا استراتژی های مقابله ای که در درمان های شناختی (Cognitive therapy) به خصوص درمان شناختی-رفتاری (CBT) بکار می روند، جهت برطرف کردن این مشکل مطرح هستند.

به طورکلی یک ارزیابی از باورها، نگرش ها و طرح واره ذهنی فرد، جلب مشارکت و ایجاد روحیه مسئولیت پذیر و همچنین تعیین یک تکلیف ساده تر در شروع و درصورت موفقیت تشویق بیمار جهت مراحل پیشرفته تر می تواند در درمان چنین رفتارها و درنتیجه اختلالات عضلانی-اسکلتی موثر باشد.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ مجاز است.

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۳

علل، علایم و درمان آتروفی مغز

آتروفی مغزی

Brain atrophy, or Cerebral atrophy

آتروفی (Atrophy) به معنای کوچک شدن و تحلیل رفتن بافت است.آتروفی مغزی (Brain atrophy, or Cerebral atrophy) یعنی کاهش اندازه بافت مغز به علت ازبین رفتن سلول های مغزی یا آسیب ارتباطات در مغز. آتروفی مغز درنتیجه برخی از بیماری ها، آسیب ها، اختلالات و افزایش سن ایجاد می گردد که ممکن است به ناحیه خاصی از مغز محدود شده باشد یا نواحی زیادی از آن را درگیر نماید. این مشکل باعث اختلال در عملکرد مغز می گردد و درصورت عدم درمان مناسب به تدریج پیشرفت می کند. درنتیجه آتروفی مغز، انواعی از اختلالات نورولوژیکی و مشکلات شناختی ایجاد می گردد. به طورکلی میزان آتروفی مغز با توجه به علت زمینه ای به صورت آهسته یا سریع افزایش می یابد.

 

 

 

علل آتروفی مغزی

برخی از عواملی که در ایجاد آتروفی مغز نقش دارند عبارتنداز:

- افزایش سن یا پیری (Aging)

-درد مزمن (Chronic pain)

-آسیب های ضربه ای مغز (Traumatic brain injuries)

-سکته های مغزی (Strokes)

-بیماری زوال عقل (Alzheimer's disease)

-بیماری پارکینسون (Parkinson's disease)

-صرع (Epilepsy)

-فلج مغزی (Cerebral palsy)

-اختلالات خوردن (Eating disorders) و سوء تغذیه (Malnutrition) مانند بی اشتهایی عصبی (Anorexia nervosa)

-بیماری ام اس یا مالتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis)

-بیماری هانتینگتون (Huntington's disease)

-عفونت های مغزی (Brain infections) مانند نوروسیفیلیس (Neurosyphilis)

-انسفالیت یا التهاب مخ (Encephalitis)

-ایدز (Acquired immunodeficiency syndrome, or AIDS)

-اختلالات خلقی (Mood disorders) همانند افسردگی (Depression)

-چاقی (Obesity) و اضافه وزن (Overweight)

-بی حرکتی طولانی مدت (Prolonged immobility)

-اعتیاد به الکل (Alcoholism)

-تومورهای مغزی (Brain tumors)

-پرتو درمانی (Radiation therapy) جهت پیشگیری یا درمان تومورها

-شیمی درمانی (Chemotherapy)

-دیابت نوع دو (Type 2 diabetes)

 

 

 

علایم آتروفی مغزی

علایم آتروفی مغزی با توجه به محل ضایعه مغز و علت آن متفاوت است. آسیب بافت مغز به علت آتروفی مغزی می تواند منجر به مشکلات نورولوژیکی و اختلالات شناختی (Cognitive) و یادگیری (Learning) گردد. بسیاری از بیماران در کنترل حرکت، درک مطالب، خواندن و انجام فعالیت های روزمره همانند خوردن و لباس پوشیدن دچار مشکل می شوند.

ضایعه در منطقه گفتار و ناحیه درک کلمات شنیده شده مغز انسان به ترتیب باعث آفازی بروکا (آفازی حرکتی یا بیانی) و آفازی ورنیکه (آفازی حسی) می گردد. اگر آفازی بروکا و ورنیکه همزمان وجود داشته باشد، آفازی کامل (آفازی گلوبال) گفته می شود که در این حالت بیمار هم در بیان کلمات و هم در درک کلمات شنیده شده مشکل خواهد داشت. در موارد سکته های مغزی ناشی از انسداد شریان مغزی میانی (Middle cerebral artery) در نیمکره غالب، احتمال آفازی کامل وجود دارد.

در برخی از بیماران علائمی چون تشنج (Seizures) و دمانس (Dementia) ایجاد می گردد. دمانس عبارت است از مجموعه ای از علایم و نشانه هایی چون اختلال حافظه، توجه و استدلال، اشکال در هماهنگی و فعالیت های روزمره، اختلالات شخصیتی و هیجانی و مشکلات رفتار اجتماعی. بیماری آلزایمر (زوال عقل) شایع ترین علت دمانس است. دمانس عروقی (Vascular dementia) که به هنگام سکته مغزی ایجاد می شود یک نوع شایع دیگری از دمانس محسوب می شود.

 

تشخیص آتروفی مغز

روش های تشخیصی شامل:

-ام آر آی اسکن یا تصویربرداری تشدید مغناطیسی (Magnetic resonance imaging, or MRI scan)

-اسکن توموگرافی کامپیوتری یا سی تی اسکن (Computed tomography scan, or CT scan)

 

درمان آتروفی مغزی

برخی از روش های درمانی جهت کاهش علایم آتروفی مغزی با توجه به نوع اختلال ممکن است در ارتباط با موارد زیر باشند:

-درمان دارویی طبق نظر متخصص مربوطه جهت درمان بیماری اولیه یا کاهش سرعت آسیب مغزی. در این ارتباط، معاینات منظم بیمار جهت بررسی سیر ضایعه مغزی و مشکلات نورولوژیکی ضروری است.

-فیزیوتراپی جهت آموزش تمرینات و بهبود حرکات

-کاردرمانی جهت آموزش فعالیت های روزمره

-گفتاردرمانی در موارد اختلالات تکلم

-حمایت های خانواده جهت فعال نگه داشتن فرد

-حمایت های روحی-روانی

 

اثر فعالیت های بدنی و ورزش بر بافت مغزی

فعالیت های جسمی و ورزش باعث افزایش حجم یا بافت مغزی در هر ناحیه ای از آن ازجمله لوب های فرونتال، پاریتال، تمپورال و هیپوکامپ (Hippocampus) می گردند. به طور کلی، تمرینات و ورزش علاوه بر افزایش عملکرد روانی (مانند کاهش استرس و افسردگی) و جسمانی فرد( مانند افزایش تعادل، قدرت، تحرک، سلامت قلبی-عروقی، کنترل وزن و فشار خون) در بهبود عملکردهای شناختی (Cognitive functions) هم در افراد جوان و هم در افراد مسن نقش دارند.

عملکردهای شناختی (Cognitive functions) به عنوان فرآیندهای ذهنی (Mental processes) محسوب می شوند که در ارتباط با تفکر (Thinking)، استدلال (Reasoning)، حافظه (Memory)، یادگیری (Learning)، تصور(Imagining)، توجه (Attention)، زبان (Language)، تصمیم گیری (Decision making) و حل مسئله (Problem solving) هستند.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است.

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳

رفتار حرکتی (Motor behavior)

 

رفتار حرکتی

 Motor behavior

 

رفتار حرکتی (Motor behavior) علمی است جهت مطالعه حرکت (Movement) و عملکرد حرکتی (Motor performance) انسان با تاکید بر علوم فیزیولوژی (Physiology) و روانشناسی (Psychology).

بررسی حرکت انسان به عنوان رفتاری که فرد از خود بروز می دهد، این ایده را ایجاد می کند که باید جنبه های شناختی حرکت (Cognitive aspects of movement) را نیز درنظر گرفت. اعمال حرکتی انسان و ویژگی های آن می تواند در ارتباط با تصمیم گیری، انگیزش (Motivation)، تفکر، توجه (Attention)، حافظه، استدلال و ادراک (Perception) باشند که به عنوان عملکردهای شناختی (Cognitive functions) محسوب می شوند.

 

رفتار حرکتی شامل سه زیر مجموعه است که عبارتنداز:

-رشد حرکتی (Motor development)

-کنترل حرکتی (Motor control)

-یادگیری حرکتی (Motor learning)

 

رشد حرکتی (Motor development)

رشد حرکتی عبارت است از مطالعه تغییرات اعمال حرکتی انسان در طول عمر (از آغاز تولد تا مرگ) که در ارتباط با رسش یا پختگی فیزیکی (Physical maturation) و همچنین تمرین و تجربه است. رشد حرکتی انسان علاوه بر رشد مناسب سیستم عصبی (Nervous system) به رشد سیستم اسکلتی (استخوان ها و مفاصل) و سیستم عضلانی نیز وابسته است. این نوع از رشد ممکن است روندی صعودی یا نزولی داشته باشد.


 

رشد حرکتی درشت (Gross motor development) و رشد حرکتی ظریف (Fine motor development) از مباحث رشد حرکتی به ویژه در دوره شیرخواری (از تولد تا دو سالگی) و کودکی اولیه یا دوره پیش دبستانی (از 3 تا 5 سالگی) محسوب می شوند. رشد مهارت های حرکتی بزرگ و کوچک معمولا در یک توالی یا نظم قابل پیش بینی صورت می گیرند، ولی روند و کیفیت آن ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی چون تمرین و تجربه (Experience) نیز قرار گیرند. در ارتباط با مهارت های حرکتی درشت که بیشتر به عضلات بزرگ وابسته هستند می توان به مواردی چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، بالا و پایین رفتن از پله ها، روی یک پا ایستادن و لی لی کردن اشاره کرد. در مهارت های حرکتی ظریف، بیشتر عضلات کوچک به خصوص عضلات کوچک انگشتان دست نقش دارند که برای انجام حرکاتی ظریف چون گرفتن، دستکاری کردن، نوشتن، خط کشیدن، خوردن، نوشیدن و لباس پوشیدن ضروری هستند. این حرکات ظریف علاوه بر هماهنگی عضلات کوچک دست به هماهنگی چشمی-دستی نیز وابسته اند.

 

 

نقص های فیزیکی در سیستم بینایی، گفتاری، عصبی، شنوایی و عضلانی-اسکلتی (ماسکلواسکلتال) باعث عملکرد حرکتی نامناسب می گردند که میزان آن به شدت نقص جسمی بستگی دارد.

 

کنترل حرکتی (Motor control)

کنترل حرکتی یعنی مطالعه و بررسی حرکت و چگونگی کنترل آن با تاکید بر علم فیزیولوژی. در کنترل حرکتی، بیشتر قسمت هایی از سیستم عصبی به ویژه سیستم عصبی مرکزی (CNS) که در اعمال حرکتی نقش دارند مطالعه می گردند. در این علم، توانایی جهت تنظیم مکانیسم هایی که برای حرکت ضروری هستند مورد توجه قرار می گیرد.

تئوری های مختلفی در ارتباط با فهم کنترل حرکت مطرح شده اند که هر یک به جنبه های خاصی اشاره دارند. این تئوری ها ممکن است مزایا یا معایبی داشته باشند. از تئوری های کنترل حرکتی می توان به عنوان راهنمایی جهت درک عمل حرکتی استفاده کرد و همچنین این تئوری ها در ایجاد ایده های جدید مرتبط با چگونگی کنترل اعمال حرکتی کمک کننده هستند.

 


بخش های مختلفی از دستگاه حسی (Sensory system) و دستگاه حرکتی (Motor system) در کنترل حرکتی دخالت دارند. اطلاعات بینایی، دهلیزی (وستیبولار) و حسی-بدنی (سوماتوسنسوری) سه منبع مهم حسی در کنترل حرکت هستند. در ارتباط با دستگاه حرکتی، قشر مغز (Cerebral cortex)، عقده های قاعده ای (Basal ganglia) و مخچه (Cerebellum) سه بخش بسیار مهم در کنترل حرکتی محسوب می شوند.

 

 

 

 

یادگیری حرکتی (Motor learning)

یادگیری حرکتی به تغییرات نسبتا پایدار در عملکرد حرکتی انسان گفته می شود که در ارتباط با تمرین، تکرار و تجربه (Experience) است. همچنین می توان یادگیری حرکتی را بدین صورت تعریف کرد: توانایی فرد برای ایجاد حرکات جدید که بر اثر تمرین و تجربه به دست می آیند.

 

در یادگیری حرکتی مجموعه عواملی که در ایجاد مهارت های حرکتی (Motor skills) اکتسابی نقش دارند و در فرد باقی می مانند، مورد بررسی قرار می گیرند. تمرینات مختلفی که باعث ایجاد اعمال حرکتی جدید یا اصلاح حرکات موجود در فرد می شوند، درصورت تکرار مناسب، یک عامل موثر در یادگیری حرکتی محسوب می شوند. یک مهارت حرکتی که با تکرار ایجاد می شود ازطریق حافظه حفظ می گردد تا در آینده به هنگام لزوم به کار گرفته شود. حافظه حرکتی (Motor memory) باعث خودکاری (Automation) حرکات فرد به هنگام تصمیم جهت اجرای حرکات مهارتی قبلا آموخته شده می گردد. حفظ و نگهداری مهارت های حرکتی به عنوان حافظه عضلانی (Muscle memory) یا حافظه حرکتی (Motor memory) شناخته می شود.

بخش های مختلفی از سیستم عصبی چون نواحی حرکتی قشر مغز، عقده های قاعده ای ، مخچه و قسمت هایی که مسئول توجه (Attention) هستند در یادگیری حرکتی نقش دارند. فعالیت هایی چون رانندگی، نوشتن، برش با قیچی، دوچرخه سواری، بازی با توپ فوتبال یا والیبال،حرکات ژیمناستیک و ... در ارتباط با یادگیری حرکتی هستند.

به طورکلی برخی از مواردی که به یادگیری حرکتی نیاز دارند شامل:

-آموزش های حرکتی توسط فیزیوتراپیست در بیماران با آسیب سیستم عصبی و سیستم عضلانی-اسکلتی

-یادگیری گفتاری یا کلامی در کودکان و بیماران با ضایعات سیستم عصبی

-پیشرفت های حرکتی در ورزشکاران به خصوص ورزشکاران حرفه ای

-پیشرفت های حرکتی در حرکات ظریف دست به عنوان مثال در تایپیست ها و پیانیست های حرفه ای

کاربرد علم رفتار حرکتی در فیزیوتراپی

یکی از ویژگی های مهم در علم رفتار حرکتی علاوه بر مطالعه کنترل حرکت، بررسی حرکات انسان طی دوره های رشد و همچنین مباحث روانشناختی چون یادگیری است. دوره های رشد (Periods of development) که شامل دوره های پیش از تولد، کودکی و بزرگسالی است بر فعالیت های حرکتی انسان تاثیر می گذارند. همچنین در روانشناسی و علوم شناختی (Cognitive science) مباحثی چون حافظه (Memory)، توجه (Attention)، تصمیم گیری (Decision making)، انگیزش (Motivation)، تفکر (Thinking) و ادراک (Perception) که بر اعمال حرکتی تاثیر می گذارند از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند که این موضوعات می توانند در بیماران فیزیوتراپی به خصوص بیماران نورولوژیک به هنگام ارزیابی و درمان درنظر گرفته شوند.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است.

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳

عضلات جدار شکم

عضلات شکمی

Abdominal muscles


عضلات جدار شکمی عبارتنداز: 

-عضله مستقیم شکمی Rectus abdominis muscle

-عضله عرضی شکمیTransversus abdominis (Transverse abdominus) muscle

-عضله مایل خارجی External oblique muscle

-عضله مایل داخلی Internal oblique muscle

 

شکل زیر:


 

ابتدا، انتها و عملکرد عضلات شکم در تصویر زیر:

 

عضلات جدار شکم نقش مهمی در ثبات ستون فقرات کمری یا کمری-لگنی (لومبوپلویک) دارند

 

  
نویسنده : ابراهیم برزکار ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳٩۳

← صفحه بعد