رفتار حرکتی

 Motor behavior

 

رفتار حرکتی (Motor behavior) علمی است جهت مطالعه حرکت (Movement) و عملکرد حرکتی (Motor performance) انسان با تاکید بر علوم فیزیولوژی (Physiology) و روانشناسی (Psychology).

بررسی حرکت انسان به عنوان رفتاری که فرد از خود بروز می دهد، این ایده را ایجاد می کند که باید جنبه های شناختی حرکت (Cognitive aspects of movement) را نیز درنظر گرفت. اعمال حرکتی انسان و ویژگی های آن می تواند در ارتباط با تصمیم گیری، انگیزش (Motivation)، تفکر، توجه (Attention)، حافظه، استدلال و ادراک (Perception) باشند که به عنوان عملکردهای شناختی (Cognitive functions) محسوب می شوند.

 

رفتار حرکتی شامل سه زیر مجموعه است که عبارتنداز:

-رشد حرکتی (Motor development)

-کنترل حرکتی (Motor control)

-یادگیری حرکتی (Motor learning)

 

رشد حرکتی (Motor development)

رشد حرکتی عبارت است از مطالعه تغییرات اعمال حرکتی انسان در طول عمر (از آغاز تولد تا مرگ) که در ارتباط با رسش یا پختگی فیزیکی (Physical maturation) و همچنین تمرین و تجربه است. رشد حرکتی انسان علاوه بر رشد مناسب سیستم عصبی (Nervous system) به رشد سیستم اسکلتی (استخوان ها و مفاصل) و سیستم عضلانی نیز وابسته است. این نوع از رشد ممکن است روندی صعودی یا نزولی داشته باشد.


 

رشد حرکتی درشت (Gross motor development) و رشد حرکتی ظریف (Fine motor development) از مباحث رشد حرکتی به ویژه در دوره شیرخواری (از تولد تا دو سالگی) و کودکی اولیه یا دوره پیش دبستانی (از 3 تا 5 سالگی) محسوب می شوند. رشد مهارت های حرکتی بزرگ و کوچک معمولا در یک توالی یا نظم قابل پیش بینی صورت می گیرند، ولی روند و کیفیت آن ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی چون تمرین و تجربه (Experience) نیز قرار گیرند. در ارتباط با مهارت های حرکتی درشت که بیشتر به عضلات بزرگ وابسته هستند می توان به مواردی چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، بالا و پایین رفتن از پله ها، روی یک پا ایستادن و لی لی کردن اشاره کرد. در مهارت های حرکتی ظریف، بیشتر عضلات کوچک به خصوص عضلات کوچک انگشتان دست نقش دارند که برای انجام حرکاتی ظریف چون گرفتن، دستکاری کردن، نوشتن، خط کشیدن، خوردن، نوشیدن و لباس پوشیدن ضروری هستند. این حرکات ظریف علاوه بر هماهنگی عضلات کوچک دست به هماهنگی چشمی-دستی نیز وابسته اند.

 

 

نقص های فیزیکی در سیستم بینایی، گفتاری، عصبی، شنوایی و عضلانی-اسکلتی (ماسکلواسکلتال) باعث عملکرد حرکتی نامناسب می گردند که میزان آن به شدت نقص جسمی بستگی دارد.

 

کنترل حرکتی (Motor control)

کنترل حرکتی یعنی مطالعه و بررسی حرکت و چگونگی کنترل آن با تاکید بر علم فیزیولوژی. در کنترل حرکتی، بیشتر قسمت هایی از سیستم عصبی به ویژه سیستم عصبی مرکزی (CNS) که در اعمال حرکتی نقش دارند مطالعه می گردند. در این علم، توانایی جهت تنظیم مکانیسم هایی که برای حرکت ضروری هستند مورد توجه قرار می گیرد.

تئوری های مختلفی در ارتباط با فهم کنترل حرکت مطرح شده اند که هر یک به جنبه های خاصی اشاره دارند. این تئوری ها ممکن است مزایا یا معایبی داشته باشند. از تئوری های کنترل حرکتی می توان به عنوان راهنمایی جهت درک عمل حرکتی استفاده کرد و همچنین این تئوری ها در ایجاد ایده های جدید مرتبط با چگونگی کنترل اعمال حرکتی کمک کننده هستند.

 


بخش های مختلفی از دستگاه حسی (Sensory system) و دستگاه حرکتی (Motor system) در کنترل حرکتی دخالت دارند. اطلاعات بینایی، دهلیزی (وستیبولار) و حسی-بدنی (سوماتوسنسوری) سه منبع مهم حسی در کنترل حرکت هستند. در ارتباط با دستگاه حرکتی، قشر مغز (Cerebral cortex)، عقده های قاعده ای (Basal ganglia) و مخچه (Cerebellum) سه بخش بسیار مهم در کنترل حرکتی محسوب می شوند.

 

 

 

 

یادگیری حرکتی (Motor learning)

یادگیری حرکتی به تغییرات نسبتا پایدار در عملکرد حرکتی انسان گفته می شود که در ارتباط با تمرین، تکرار و تجربه (Experience) است. همچنین می توان یادگیری حرکتی را بدین صورت تعریف کرد: توانایی فرد برای ایجاد حرکات جدید که بر اثر تمرین و تجربه به دست می آیند.

 

در یادگیری حرکتی مجموعه عواملی که در ایجاد مهارت های حرکتی (Motor skills) اکتسابی نقش دارند و در فرد باقی می مانند، مورد بررسی قرار می گیرند. تمرینات مختلفی که باعث ایجاد اعمال حرکتی جدید یا اصلاح حرکات موجود در فرد می شوند، درصورت تکرار مناسب، یک عامل موثر در یادگیری حرکتی محسوب می شوند. یک مهارت حرکتی که با تکرار ایجاد می شود ازطریق حافظه حفظ می گردد تا در آینده به هنگام لزوم به کار گرفته شود. حافظه حرکتی (Motor memory) باعث خودکاری (Automation) حرکات فرد به هنگام تصمیم جهت اجرای حرکات مهارتی قبلا آموخته شده می گردد. حفظ و نگهداری مهارت های حرکتی به عنوان حافظه عضلانی (Muscle memory) یا حافظه حرکتی (Motor memory) شناخته می شود.

بخش های مختلفی از سیستم عصبی چون نواحی حرکتی قشر مغز، عقده های قاعده ای ، مخچه و قسمت هایی که مسئول توجه (Attention) هستند در یادگیری حرکتی نقش دارند. فعالیت هایی چون رانندگی، نوشتن، برش با قیچی، دوچرخه سواری، بازی با توپ فوتبال یا والیبال،حرکات ژیمناستیک و ... در ارتباط با یادگیری حرکتی هستند.

به طورکلی برخی از مواردی که به یادگیری حرکتی نیاز دارند شامل:

-آموزش های حرکتی توسط فیزیوتراپیست در بیماران با آسیب سیستم عصبی و سیستم عضلانی-اسکلتی

-یادگیری گفتاری یا کلامی در کودکان و بیماران با ضایعات سیستم عصبی

-پیشرفت های حرکتی در ورزشکاران به خصوص ورزشکاران حرفه ای

-پیشرفت های حرکتی در حرکات ظریف دست به عنوان مثال در تایپیست ها و پیانیست های حرفه ای

 

یکی از ویژگی های مهم در علم رفتار حرکتی علاوه بر مطالعه کنترل حرکت، بررسی حرکات انسان طی دوره های رشد و همچنین مباحث روانشناختی چون یادگیری است. دوره های رشد (Periods of development) که شامل دوره های پیش از تولد، کودکی و بزرگسالی است بر فعالیت های حرکتی انسان تاثیر می گذارند.

همچنین در روانشناسی و علوم شناختی (Cognitive science) مباحثی چون حافظه (Memory)، توجه (Attention)، تصمیم گیری (Decision making)، انگیزش (Motivation)، تفکر (Thinking) و ادراک (Perception) که بر اعمال حرکتی تاثیر می گذارند از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند که این موضوعات می توانند در بیماران فیزیوتراپی به خصوص بیماران نورولوژیک به هنگام ارزیابی و درمان درنظر گرفته شوند.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است.