حساس شدن محیطی یا حساس سازی محیطی (Peripheral sensitization)

حساس شدن محیطی عبارت است از کاهش آستانه تحریک پایانه های عصبی فیبرهای عصبی محیطی و افزایش پاسخ نسبت به یک محرک در ناحیه آسیب که باعث تشدید و حفظ درد می گردد (مانند هایپرآلژزیا و آلودینیای اولیه).

حساس شدن محیطی یعنی افزایش حساسیت پایانه های عصبی محیطی نسبت به محرک های حسی (محرک های دردناک یا غیر دردناک) در ناحیه ضایعه بافتی. به عنوان مثال هایپرآلژزیا در ارتباط با محرک های دردناک و آلودینیا مرتبط با محرک های غیر دردناک مانند لمس است.

 

 

 

برخی از عوامل یا مواد شیمیایی که باعث حساس شدن محیطی می گردند عبارتند از:

  • برادی کینین
  • پروستاگلاندین
  • گرما و سرما  
  • عوامل مکانیکی
  • ATP
  • فاکتورهای رشد عصبی
  • ماده P
  • پپتید وابسته به ژن کلسی تونین (Calcitonin gene related peptide, or CGRP)
  • هیستامین
  • سروتونین
  • کاتیون ها
  • استیل کولین
  • لوکوترین ها

 

ماده P یا Substance P و پپتید وابسته به ژن کسلی تونین (CGRP) در ارتباط با التهاب نوروژنیک (Neurogenic inflammation) هستند که از ترمینال های محیطی نورون های حسی آزاد می شوند.

 

 

 

حساس شدن مرکزی یا حساس سازی مرکزی (Central sensitization)

حساس شدن مرکزی یک بعد دیگری از تجربه درد است مبنی بر اینکه سیستم عصبی مرکزی (CNS) می تواند به واسطه محرک ها ی حسی و پیام های عصبی دردناک (به خصوص پیام های دردناک مکرر و طولانی) از طریق عواملی چون انعطاف پذیری (Plasticity) تغییر کند و باعث افزایش درجه درد، مدت زمان درد و پاسخ های متفاوتی از درد گردد و همچنین بیان کننده این مسئله است که درد می تواند بدون اینکه از طریق روش های معمول محرک های مضر محیطی تحریک گردد نیز رخ دهد.

 

 

 

حساس شدن مرکزی به دو صورت اتفاق می افتد:

  • تحریک خود به خودی
  • تحریک با سطح پایینی از گیرنده های حسی (Sensory receptors) به خصوص گیرنده های درد

 

در حساس شدن مرکزی، پاسخ ها نسبت به ورودی های حسی در قسمت های مختلفی از سیستم عصبی مرکزی (CNS) که در ارتباط با درد فعال می شوند افزایش می یابد. این وضعیت که در ناحیه ای دورتر از آسیب بافتی ایجاد می شود در دو سطح طناب نخاعی و سطوح مختلفی از قسمت های فوق نخاعی (سوپرااسپاینال) دیده می شود (مثلا هایپرآلژزیای ثانویه).

حساس شدن مرکزی شامل شرایطی در سیستم عصبی مرکزی است که در ارتباط با گسترش و حفظ درد مزمن می باشند. بنابراین این نوع از حساس شدگی می تواند توجیه کننده بسیاری از موارد بالینی غیر قابل توضیح درد در ناحیه دردناک باشد که به هنگام درمان باید در نظر گرفته شود.

در اینجا به برخی از موارد سندرم های درد مزمن که در ارتباط با حساس شدن مرکزی هستند اشاره می گردد:

  • کمردردهای مزمن (Chronic low back pain)
  • دردهای گردنی مزمن
  • آرتروز مفاصل به خصوص آرتروز زانو
  • سندرم فیبرومیالژیا
  • سندرم درد مایوفاشیال (Myofascial pain syndrome) که در ارتباط با تریگر پوینت ها (Trigger points) است
  • بیماری های روماتیسمی همانند آرتریت روماتویید
  • پس از جراحی ها
  • پس از سکته مغزی (Stroke)
  • سندرم درد ناحیه ای پیچیده یا CRPS (شامل دیستروفی رفلکسی سمپاتیک و کازالژیا)
  • میگرن
  • سندرم ویپلش (Whiplash syndrome) . عبارت است از آسیب های بافت نرم فقرات گردنی همانند عضلات، تاندون ها و لیگامان ها ناشی از حرکت ناگهانی سر و گردن به جلو و عقب که در تصادفات اتومبیل شایع است
  • سردردهای تنشی مزمن (Chronic tension headaches)
  • سندرم خستگی مزمن (Chronic fatigue syndrome)
  • سندرم روده تحریک پذیر (Irritable bowel syndrome)
  • اندومتریوز (Endometriosis)

 

حساس شدن مرکزی در ارتباط با ماتریکس درد (Pain matrix) یا تئوری نوروماتریکس درد (Neuromatrix theory of pain) است. این تئوری، پردازش درد را مربوط به بخش های زیادی از سیستم عصبی می داند که تحت تاثیر عوامل  اصلی حسی، عاطفی و شناختی است.

با کشف حساس شدن مرکزی (Central sensitization) مشخص گردید که همیشه یک محرک مضر یا فیبر عصبی درد برای تجربه درد ضروری نیست.

 

 

 

درمان درد حاد در اولین فرصت ممکن می تواند از مزمن شدن درد و عوارض ثانویه آن در سیستم عصبی مرکزی جلوگیری کند.  

 

هایپرآلژزیا (Hyperalgesia) و آلودینیا (Allodynia)

هایپرآلژزیا و آلودینیا با تعاریف متفاوت در ارتباط با حساس شدن محیطی یا مرکزی هستند (از طریق مکانیسم های محیطی یا مرکزی) که باعث حساسیت شدید نسبت به درد می گردند. این دو در بیماران با درد نوروپاتیک (Neuropathic pain) مشاهده می شوند (مانند سندرم درد ناحیه ای پیچیده یا CRPS).

 

 

 

 

 

هایپرآلژزیا (Hyperalgesia) چیست؟

هایپرآلژزیا عبارت است از افزایش حساسیت نسبت به درد که شامل هایپرآلژزیای اولیه Primary hyperalgesia و هایپرآلژزیای ثانویه (Secondary hyperalgesia) است.

هایپرآلژزیای اولیه ناشی از حساسیت بیش از اندازه گیرنده های درد (پایانه های عصبی آزاد یا نوسیسپتورها) است (در ناحیه آسیب بافتی در ارتباط با حساس شدن محیطی) ولی هایپرآلژزیای ثانویه به علت تسهیل انتقال پیام های حسی درد و پردازش مرکزی اطلاعات نوسیسپتور در سیستم عصبی مرکزی ایجاد می گردد (در ارتباط با حساس شدن مرکزی است و همچنین نه در مکان اسیب).

آلودینیا (Allodynia) چیست؟

آلودینیا یعنی تجربه دردناک ناشی از محرک های غیر مضر یا غیر دردناک همانند لمس سبک، دما یا حرکت مفصل در بافت طبیعی که در شرایط معمول دردناک نیست (یعنی عدم تحریک گیرنده های درد یا نوسیسپتورها). این وضعیت نیز ممکن است به علت مکانیسم های محیطی یا مرکزی ایجاد شود.

آلودینیا و هایپرآلژزیا به عنوان مثال در بیماران دیابتی، سندرم درد ناحیه ای پیچیده (CRPS) و میگرن دیده می شوند. استرس مزمن می تواند باعث هایپرآلژزیا و آلودینیا گردد. هایپرآلژزیا و تا حدی آلودینیا علایم مکرر بیماری هستند.

 هایپرآلژزیا و آلودینیا ممکن است سازگاری های مفیدی برای محافظت بهتر از بافت های آسیب پذیر باشند. هرگاه شدت، مدت زمان یا ناحیه درد، هایپرآلژزیا و آلودینیا نسبت به حالت محافظتی ناهنجار گردند، درد در این موارد ممکن است یک بیماری باشد نه یک علامت (سمپتوم) بیماری یا عامل معنادار. شدت درد، مدت درد و محل درد همیشه منعکس کننده علت زمینه ای شناخته شده ای نیست.

هایپرآلژزیا و آلودینیای ثانویه به علت تکرار و طولانی شدن درد و به دنبال آن تحریک آوران های اولیه که به شاخ پشتی طناب نخاعی و مراکز عصبی بالاتر (سوپرااسپاینال) می روند ایجاد می شوند. بنابراین این شرایط دردناک بیشتر به علت تغییراتی است که در عملکرد سیستم عصبی از طریق حساس شدن مرکزی (Central sensitization) ایجاد می گردد.

نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار

تئوری نوروماتریکس درد (Neuromatrix theory of pain)

*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ مجاز است.

رویکردی جدید در فیزیوتراپی (A new approach in physiotherapy)

 درد (Pain) به عنوان یک پدیده پیچیده (Complex phenomenon)-قسمت اول

درد (Pain) به عنوان یک پدیده پیچیده (Complex phenomenon)-قسمت دوم

درد (Pain) به عنوان یک پدیده پیچیده (Complex phenomenon)-قسمت سوم